فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1437

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1437: فرار

طناب‌ها وقتی داخل حوض افتادند صدایی در نیاوردند. آن‌ها با آب ترکیب شده و به کف دریاچه رسیدند، جایی که کریستال‎های قرمز مختلف در آنجا آرام گرفته بودند.

آیتم‌های پادشاه الباس هنگامی که کف لاجوردی حوض را لمس کردند، هاله‌ای تقریبا غیرقابل ردیابی آزاد کردند. این انرژی بر میراث خونی نزدیک طناب‌ها تأثیر گذاشت و نیروی کششی ایجاد و آن‌ها را جذب کرد.

نوآ و همراهانش می‌توانستند بفهمند که در طرف دیگر وسایلشان چه می‌گذرد. می‌توانستند طناب‌ها را با انرژی ذهنی خود پر کنند و درک مبهمی از وقایع رخ داده در ته حوض به دست آورند.

کریستال‌ها به سمت طناب‌ها حرکت کردند و با پارچه طلایی ترکیب شدند. این چهار نفر می‌توانستند آن‌ها را بیرون بکشند تا برخی منابع را تصاحب کنند، اما آن‌ها را در آن‌جا رها کردند تا میراث خونی بیشتری را جذب کنند. تا زمانی که هیچ کس متوجه اتفاقِ که در حال رخ دادن نیست، آن‌ها ادامه خواهند داد.

سرانجام چیزی در داخل حوض رخ داد. پیکر‌های مبهم شنا می‌کردند تا رویداد عجیبی را که در آن منطقه از لانه‌شان در حال رخ دادن بود، بررسی کنند.

این سیگنالی بود که گروه منتظرش بود. نوآ و همراهانش حتی نیازی به صحبت نداشتند تا تصمیم بگیرند قبل از اینکه ساکنان حوض طناب‌هایشان را کشف کنند، آن‌ها را جمع کنند.

طناب‌ها بی‌صدا و بدون ایجاد موجی از آب خارج شدند. انتهای خیس آن‌ها در یک لحظه در چنگ گروه بازگشت.

نوآ به سختی توانست هیجان خود را مهار کند. چهار کریستال مختلف با طناب او ترکیب شده بود. آن‌ها چیزی جز کانی‌های قرمز به اندازه انگشت شست نبودند، اما او می‌دانست که چقدر ارزشمند هستند.

نوآ وقتی کریستال‌ها را بررسی کرد، فکر کرد: "-به نظر میاد با میراث‌های خونی طبیعی فرق دارن."

تعجب‌آور نبود که هاله تابش شده توسط آن میراث خونی با آن‌چه او در سیاه چال بایر به دست آورده بود متفاوت باشد. وقتی نوبت به آن منابع می‌رسید، احساسات مختلف شکل‌ها و ساختارهای متنوعی را به وجود می‌آورد.

کرم در سیاه چال بایر احساس نفرت شدیدی داشتند، در حالی که کریستال های روی طناب وجد شدیدی را به همراه داشت. این احساس به قدری متراکم بود که گروه را هاله‌ای وهم انگیز فرا گرفت.

دان تقریباً یکی از آن کریستال‌ها را تحت تأثیر آن هاله خورد. میراث خونی او را وسوسه می‌کردند...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی