فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1443

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1443: موج

نوآ در وجد بود. شعله های آتش او در مسافت های طولانی ایده آل نبودند، اما با این وجود می‌توانستند بسیاری از موش ها را هنگامی که زمین را پر می‌کردند، بکشند. سپس، دقیقه ای که زبان‌های آتشینی که به سمت او پرواز می‌کردند، بدنش را از انرژی ای پر کردند، سیاه‌چاله آن را تصفیه و به سمت بافت‌هایش هدایت کرد.

او توانایی هایی داشت که میتوانستند صدمات بیشتری به ارتش دشمن وارد کنند، اما وضعیت خیلی عالی بود. نوآ می‌توانست مقدار عظیمی از انرژی را بدون کوچکترین تلاشی جذب کند. سرزمین سقوط کرده ها بهترین تمرین برای بدن او شده بود!

نوآ به خاطر ضعف موش ها رشد کرد. آن موجودات به اندازه سایر جانوران جادویی در همان سطح به او انرژی نمی‌دادند، اما حتی همان مقدار کمتر نیز برای بهبود بدن او کافی بود.

دان، جردن و پادشاه الباس متوجه شدند که نوآ از بهترین حملات خود استفاده نمی‌کند و با افزایش تعداد کشته هایش، بدنش بهبود می‌یابد. با این حال، چیزی در مورد این موضوع نگفتند.

وضعیت آنها بیش از حد امن بود. از دسترس موش ها دور بودند، بنابراین می‌توانستند به آرامی مسیر را به سمت میراث ها، بدون هیچ خطری باز کنند.

کارشناسان هنگامی که حمله بی امانی را در مقابل چمنزار آغاز می‌کردند، به مانند خدایان نابودی بودند. موش های بی شماری در جریان حمله جان باختند، اما تعداد آنها کاهش نیافت. موجودات بیشتری روی یکدیگر می‌پریدند تا سپر گوشتی ای که از مناطق زیرزمینی منطقه محافظت می‌کرد، ایجاد کنند.

نوآ احساس کرد که چیزی آن وسط درست نیست. او قبلاً هوش آن موجودات را تأیید کرده بود، بنابراین نمی‌توانست بفهمد که چرا آن‌ها در زمین عقب نشینی نمی‌کردند.

حمله گروه حتی نتوانست به محیط زیست آسیب زیادی وارد کند. در آن فاصله، تهذیب‌گران رتبه 7 با حملات خود نمی‌توانستند به نقاط عمیق منطقه نفوذ کنند. زمین قبلاً قدرت زیادی را متوقف کرده است.

با این حال، تردیدهای او باعث نشد که سرعت حمله اش را کاهش دهد. موش‌ها احتمالاً در حال برنامه ریزی نقشه ای بودند، اما نوآ تا زمانی که می‌توانست به جذب آن مقدار عظیم انرژی ادامه دهد، اهمیتی نمی‌داد.

در نهایت، موش ها شروع به عقب نشینی کردند. صدای جیغ های بلندی در کل چمنزار طنین انداز شدند. تمام ارتش در حال بازگشت به زیر زمین بودند، جایی که حملات دشمن به آنها نمی‌رسید.

نوآ قبل از اینکه آهی ناتوان از دهانش خارج شود، شعله های آتش را تا جایی که می‌توانست پرتاب کرد. همه موش ها ناپدید شده بودند. شکار بی مزاحمت او دیگر تمام شده بود.

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی