فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1444

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1444: آیتم های حکاکی شده

این گروه شامل پانزده متخصص در مرحله مایع و سه تهذیب گر در مرحله جامد بود. این نیرویی بود که می‌توانست کل انجمن ها را از ترس فراری دهد.

فقط سازمان ها بزرگ و خانواده های نیروی انسانی برای به کارگیری چنین نیروی ترسناکی را داشتند. آن تهذیب‌گران حتی سعی نکردند هویت خود را پنهان کنند. اکثر آن‌ها از شهر کریستال آمده بودند، و برخی دیگر لباس هایی پوشیده بودند که نماد خانواده سیلبرید را نشان می‌داد.

نوآ و دیگران بلافاصله موش ها را فراموش کردند. تهدید قابل توجهی در مقابل آن‌ها ظاهر شده بود. این رویداد تقریباً تصادفی به نظر می‌رسید، اما آنها به سرعت متوجه یک برگ آشنا در دست یکی از تهذیب گران مرحله جامد شدند.

نوآ به آن گروه طعنه زد: «نمی‌دونستم شهر کریستال رابطه نزدیکی با جانوران جادویی داره. با اونا معامله می‌کنید، کمک اونا را قبول می‌کنید، بعدش چیه؟ باهاشون فاحشه بازی هم کنید؟»

سخنان تند و تیزش ماسکی بر روی اضطرابش بود. وقتی نوآ قدرت دشمنانش را ارزیابی کرد، ذهنش از ترس یخ زد. باید اعتراف می‌کرد که وضعیت خیلی تلخ به نظر می‌رسید.

«چطور یه دورگه ساده می‌تونه هدف بزرگ ما رو درک کنه؟» چارلز در حالی که برگ را در دستش له می‌کرد، گفت: «شیطان سرکش، به اندازه کافی دردسر درست کردی. وقتشه که با مجازاتت روبه رو بشی.»

نوآ جوابی نداد. ذهن او وارد یک تفکر جنگی ناب شده بود. او هیچ کلمه ای برای هدر دادن برای آن متعصبان نداشت.

ردای اعضای خانواده سیلبرید از دید او دور نماند. نوآ فوراً آنها را به اتان سیلبرید متصل کرد و فحش بی صدایی در ذهنش به او داد.

این با گذشته فرق داشت. نوآ در زندگی اش با سوء قصدهای زیادی روبرو شده بود، اما قدرت نبرد او همیشه از مهاجمش برتر بود. با این حال، باید اعتراف می‌کرد که گروهش در برابر آن‌ها کم می‌آورد. شهر کریستال و خانواده سیلبرید آن‌ها را دست کم نگرفته بودند. تلاش شان تقریباً بیش از حد بود.

نوآ در حالی که تاریکی خاصی از سیاهچاله‌اش جاری می‌شد و نمودار کروی خانم ووید را فعال می‌کرد، با خود اندیشید. "– ترفند ها اینجا به من کمک نمی‌کنن. باید از تمام منابع و تکنیک های انباشته شده در قرن های گذشته استفاده کنم."

طلسم خانم ووید به او اجازه داد تا لایه بین دو بعد را لمس کند و هاله اش بلافاصله شروع به گسترش آن کرد. نوآ بلافاصله شروع به ساخت قلمروی ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی