تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1449
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1449: پتانسیل
نوآ از درد به خود میپیچید و بدنش بر روی زمین جمع شده بود، اما موجی از انرژی به درون بدن متلاشی شده او جریان پیدا کرد. شعلههای آتش هر چیزی که ناپایداریها نتوانسته بودند نابود کنند را میسوزاند. سپس همه این انرژیها به نوآ نزدیک شدند تا وضعیتش را به حالت اولیه او را بازگرداند.
چارلز انتظار این حمله ناگهانی را نداشت، حتی بُعد فردی حساس او هم نتوانست بود ناپایداریهایی که از طریق قلمرو سایهها وارد اندامهایش شده بود را بفهمد.
خانم وُید درست میگفت، وقتی که تکنیک او قدرت واقعی خود را نشان داد شکست ناپذیر بود.
سیاهچاله از وضعیت بد نوآ آگاه بود. این اندام تصفیه چندین دور چرخش انرژی را نادیده گرفته بود تا به بافتهایش انرژی بدهد و روند بهبود را آغاز کند.
مرکز چهارم قدرت او میدانست که نوآ اکنون نیازی به پاکی ندارد؛ بدنش داشت از هم میپاشید و سیاهچاله باید قبل از تمرکز بر هر چیز دیگری او را زنده نگه میداشت.
چارلز یک انسان بود، بنابراین دانتیان او بیشترین انرژی را داشت، اما در پی انفجار ناپایداریها آن اندام از بین رفته بود، اما شعلههای سیاه «نفس» درون آن را سوزاندند.
انرژی آن شبیه یک جریان جزر و مدی بود که هم بر بافتهای نوآ فشار میآورد و هم آنها را مجبور به بهبود میکرد.
پوست، اندامها، ماهیچهها و استخوانها تحت مراقبت ویژه سیاهچاله بهبود یافتند و تثبیت شدند.
به بدن نوآ بیش از حد توان فشار وارد شده بود و نمیتوانست فوراً خوب شود.
در جریان بهبودی، بافتهای او از هم میپاشید، بنابراین برای بازگشت به حالت عادی به انرژیی بسیار بیشتری از حد معمول نیاز بود.
هر بار که پوستش از هم میپاشید و دوباره رشد میکرد، ذهن نوآ از درد تیر میکشید.
این روند برای مدتی ادامه داشت تا اینکه بدن او دوباره به ثبات رسید و روند بهبودی به حالت عادی برگشت.
در طول این مدت سیاهچاله او بیشتر انرژی چارلز را تخلیه کرده بود.
نجات جان نوآ با مصرف تقریباً تمام نفس موجود در دانتیان مرحله جامد چارلز ممکن شده بود.
ذهن نوآ اندکی پس از بهبود، کمی شفاف شد و خوی تشنه به خونش را عقب زد و فهمید که چه دستاوردی داشته.
موفقیت در آن شاهکار شگفتانگیز تقریباً به قیمت هر آنچه که نوآ در طول قرنهای ذخیره کرده بود تمام شد.
نوآ از زمان رسیدن به سرزمینهای جاودانهها هر میراثی که متناسب با شکل نبرد او بود جست و جو میکرد.
او به تک تک تکنیکها و طلسمهایی که از آنجا پیدا کرده بود مسلط بود؛ زیر میدانست که برای شکست دادن یه تهذیب کننده مرحله جامد به همه آنها نیاز دارد.
نوآ میدانست که قدرت ...
کتابهای تصادفی


