فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1476

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۴۷۶. جاه­طلبی

نوآ خودش را محاصره شده در میان شعله‌های سوزان پیدا کرد. زره هولناکش متلاشی شده و حالا فقط ماده تاریک و دود خورنده بدنش را پوشانده بودند.

ماده ناپایدار همچنان در رگ­های سیاه او جریان داشت، اما فلیشیا قبلاً نشان داده بود که شعله‌های آتش حتی در آن حالت هم نمی­توانستند به او آسیب بزنند. او بسیار قوی بود. قوی­تر از تمام تهذیبگران مرحله جامدی که نوآ تا به آن زمان با آنها مواجه شده بود.

نوآ وقتی متوجه شد که وضعیتش چقدر بد است، از تکیه بر قوی­ترین دارایی خود دریغ نکرد. آرواره­های خزنده نزدیک بود روی بدنش قفل شود، اما خون­خواهی شدید ناگهان منطقه را پر کرد و سرعت حمله را کاهش داد.

شمشیر سفید داخل واقعیت خارجی برگشت و دسته شمشیر سیاهی از سینه‌اش بیرون آمد. نوآ بی‌درنگ آن را با دست راستش به کار گرفت و شعله‌های آتش در محیط اطرافش با تکان دادن تیغه‌های آن، شکست.

فضای اطراف تحت تأثیر نیروی تیزبینی نوآ خمیده شد. شعله‌های مایل به قرمز ناپدید شدند، زیرا ضربات در آسمان پرواز کرده و بر ارتش دشمن کوبیدند.

فلیشیا انتظار نداشت که نوآ بتواند چنین قدرتی داشته باشد. موش­ها مبارزه­ی چارلز را توصیف کرده بودند، اما نمی‌دانستند چگونه شمشیر نفرین شده را ارزیابی کنند. ذهن ساده آنها نمی‌توانست تفاوت بین شمشیر شیطانی و آن آیتم فوق­العاده را تشخیص دهد.

حتی اگر فلیشیا حدس زده بود که نوآ هنوز چند برگ برنده­ی پنهان در چنته دارد، انتظار نداشت که به این سرعت شعله‌های آتش را از بین ببرد. او فقط با یک حمله توانسته بود طلسمی که زره او را از بین برده بود، در هم بشکند.

ارتش آن سوی شعله‌ها در برابر آن حمله ناتوان بودند. ضربات شدیدی که از بدن نوآ بیرون زده بودند، بدن آنها را از هم درید و در یک لحظه هوشیاریشان را از بین برد.

یک سوراخ در میان ارتش ظاهر شد. حمله­ی نوآ خط اول دفاعی را ویران کرده و آن مناطق را بدون محافظت رها کرده بود. ضربات او حتی قدرت کافی برای ضربه زدن به مانع نامرئی اطراف بتکده را هم داشتند.

موجی از خشم ذهن فلیشیا را پر کرد. او نتوانسته بود از آن نیروهای ارزشمند در برابر حریفی که قبلاً به شهر کریستالی آسیب رسانده بود، محافظت کند.

او نمی‌توانست اجازه دهد سازمان بزرگش اینقدر ضعیف ظاهر شود. نوآ باید در آن روز می‌مُرد وگرنه شهر کریستال رسماً برای هیچی قدرت از دست می­داد.

پوست نوآ با باز شدن یک سری جراحا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی