فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1490

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۴۹۰ ۱۴۹۰. گریز

امواج شوک منتشر شده توسط موجودات رتبه هشت، برای ارشدان رتبه‌ی هفتم بسیار شدید بود. حتی نوآ هم نتوانست در برابر آن‌ها مقاومت کند. هر بار که آن لرزه‌ها در منطقه پخش می‌شد، درونش می‌لرزید و می‌شکست.

کاخ تحت فشار شدید منتشر شده توسط ارشد رتبه ۸ فرو ریخت. شیطان آسمانی و بانو کنسون سعی کردند جلوی خود را بگیرند تا از زیردستانشان محافظت کنند، اما ویلفرد و لوک اهمیتی نمی‌دادند. آن‌ها در حین حمله از تمام قدرتشان استفاده می‌کردند و در مکانی پر از موجودات رتبه ۷ فاجعه‌ای متحرک ایجاد کردند.

نوآ و بانو ناین در آن شرایط نتوانستند به نبرد ادامه دهند. آن‌ها به سختی می‌توانستند اجزای بدن خود را کنار نگه دارند، اما جرات نداشتند اولین حرکت را انجام دهند.

ارشدهای دیگر با تمام سرعتی که داشتند گریختند، اما نوآ و بانو ناین بی‌حرکت ماندند. کارشناس شهر کریستالی ترجیح می‌داد بمیرد تا اینکه او را رها کند و نوآ به زمان بیشتری نیاز داشت تا دامنه تاریکی را در اطراف خود مستقر کند.

نوآ در حالی که خون از دهانش جاری می‌شد پرسید: «چرا نمی‌ری؟»

بانو ناین در حالی که بازویش شکسته بود پرسید: «چرا نمی‌میری؟»

در عرض چند ثانیه فقط بانو ناین، نوآ و فرجی در سالن ماندند. آن سازه به دلیل امواجی که در آسمان پخش می‌شد در حال فروپاشی بود. همه چیز در شرف فرو ریختن بود و بدن آن‌ها از این قاعده مستثنی نبود.

بانو ناین گفت: «می‌دونم که می‌خوای از اون تکنیک ابعادی عجیب استفاده کنی. مطمئن می‌شم قبل از برآورده شدن شرایط لازم برای فعال‌سازیش، بمیری.»

نوآ فقط توانست لبخندی سرد را به لب بنشاند. این که بانو ناین نقشه‌اش را از قبل حدس زده بود، شوکه‌اش کرد، اما بهتر بود در آن شرایط سکوت کند. هر چه او کمتر می‌دانست، نوآ بیشتر موفق می‌شد از دامنه تاریکی به‌عنوان برگ برنده‌اش استفاده کند.

نوآ در حالی که خرخرهایی با صدای انسانی‌اش آمیخته شده بود گفت: «من آخرین ثانیه‌های عمرم رو با خیره شدن به دشمن نمی‌گذرونم.»

با وجود اینکه شمشیر نفرین شده در فضای جداگانه‌ای باقی مانده بود، خون‌خواهی او افزایش یافت. این احساس در حال حاضر بخشی از آگاهی نوآ بود. ویرانی‌اش شدت گرفت و دوباره ریشه‌ها از کف دستش بیرون آمد.

نوآ شمشیر سفید را ذخیره کرد و کف دستش را به‌سمت بانو ناین گرفت. ناگهان یک موج شوک ظاهر شد و ریشه‌هایی که به‌سمت کارشناس هجوم می‌بردند را از بین برد، اما گاز سیاه کم‌رنگی بین او و کارشناس باقی ماند.

در آن لحظه شعله‌های آتش از دهان نوآ خارج شد. وقتی موج شوک دیگری بر سر سالن فرود آمد، شعله‌ها هر چیزی را که در محدود...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی