فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1553

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۵۳. گفتگو

نوآ در حالی که با کوله­اش در سرزمین جاودانه پرواز می‌کرد، فکر کرد: «شاید وقت این رسیده که با اونها تماس بگیرم.»

دفترچه حکاکی شده در آغوش او ظاهر شد و نوآ انتخاب کرد که از کدام کلمات استفاده کند تا بازگشت خود را با دقت اعلام کند.

«من به سرزمین انسان­ها برگشتم.» نوآ در نهایت از طریق دفترچه حکاکی شده این پیام را ارسال کرد. «من باید چند دهه دیگر به طرف دیگر برسم.»

.

.

.

شیطان آسمانی قبل از نگاه کردن بدون ذوق به درگیری که در مقابل او اتفاق می‌افتاد، جرعه‌ای از کوزه‌اش گرفت. یک اژدها در حال مبارزه با یک تهذیبگر رتبه ۷ در مرحله مایع بودند، اما تماشای نبرد بسیار کسل‌کننده بود.

شیطان آسمانی فکر کرد: «من هزاران ساله که این کار رو انجام دادم، شاید وقتش رسیده که آشفتگی ایجاد کنیم و مجبورشون کنیم اون رو تمیز کنن. با این تمرین­ها به مرحله جامد نمی‌رسن.»

جون، فیث، دنیل، شیطان­پرنده، و شیطان رویابین در آن سال­ها تمام تلاش خود را برای پیشرفت انجام داده بودند. شیطان آسمانی و لژیون مراقب آموزش آنها بودند، اما عدم وجود خطرات مناسب، پیشرفت آنها را کند کرده بود.

گروه داخل ارثیه دزد اعظم هم، گشتی زده بود. لژیون از مدت­ها قبل شروع به در نظر گرفتن شیطان آسمانی و دیگران به عنوان بخشی از تیم نوآ کرده بود که به آنها امتیازاتی می‌داد که معمولاً انسان­ها در آن سازمان به دست نمی‌آوردند.

جردن در حالی که در کنار شیطان آسمانی فرود آمد پرسید «حالشون چطوره؟»

شکلش از قدرت پر شده بود. دورگه بالاخره در آن سال‌ها رتبه هشتم را شکست. جردن دیگر یکی از ستون­های لژیون بود.

«همانطور که همیشه بوده.» شیطان آسمانی با تنبلی توضیح داد. «اونها دعوا می‌کنن، یکم فحش می‌دن و بعد برنده می­شن. همون آشفتگی خسته کننده.»

«جمع­آوری اژدها برای این میدان تمرینی سخت­تر و سخت­تر می‌شه. «شما ممکنه بخواید به زودی به سایر موجودات جادویی تغییر بدین.»

«اون وقت اوضاع حوصله سربرتر می­شه.» شیطان آسمانی آهی کشید. «مطمئنی که طرف انسان هیچ کار مشکوکی انجام نمی‌دن؟ واقعاً ما تو مرزهامون دشمن نداریم؟»

شیطان آسمانی پس از گذراندن مدت طولانی در میان دورگه‌ها شروع به در نظر گرفتن لژیون به عنوان سازمان خود کرده بود و جردن از این رفتار بدش نمی‌آمد. او در واقع احساس خوشحالی کرد که نیروی او به لطف نوآ رتبه ۸ دیگری را به دست آورده است.

جردن در حالی که جرعه‌ای از کوزه می‌نوشید، پاسخ داد: «انسان‌ها به قدری می‌ترسن که الان به لژیون حمله نک...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی