تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1552
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۵۲. سوراخ
نوآ خواب ندید. وجود او مدتها بود که یکی شده بود. نیازی به نشان دادن چیزی به او نداشت.
هر از چند گاهی چند تصویر از دید او میگذشت. آنها چیزی جز خاطرات جزئی نبودند که همراهان او از طریق ارتباط ذهنی به اشتراک میگذاشت.
نوآ میتوانست همراهان خود را در حال دفاع از او و کنترل دیوهای جادویی به وضوح در صحفه ببیند. آن موجودات شش موجود در رتبه ۸ را به خود اختصاص میدادند، اما نمیتوانستند در برابر قدرت جدیدی که اسنور و دوان لونگ به آن دست یافته بودند، کاری انجام دهند.
بدن او در طول کریزالیس و تکامل صیقلی که توسط مراکز قدرت او تجربه شد، تکامل یافت. با تثبیت وجودش در رتبه هشتم، قدرت نوآ همچنان بالا میرفت. این هماهنگی همچنین موج جدیدی از پیشرفتها را در دانتیان، ذهن و سیاهچاله او به ارمغان آورد.
موجودات آسمانی بیان قوانین شخصی بودند. مراکز قدرت آنها ارتباط تنگاتنگی داشتند که تقریباً مانع از شکستن هماهنگی آنها میشد.
همین امر در مورد نوآ نیز صدق میکرد. همان طور که بدن او تکامل مییافت، سیاهچالهاش، سایر مراکز قدرت را مجبور میکرد که چرخههای پالایشی متعددی را طی کنند تا اینکه در نهایت تمام وجود او را به سطحی رساند که هیچ موجود تازه پیشرفتهی دیگری نمیتوانست تصور کند.
وقتی چشمانش را باز کرد، احساس قدرت شدیدی نوآ را فرا گرفت. او هرگز اینقدر احساس قدرت نکرده بود. حتی سطحی که از طریق جاهطلبی به دست آورده بود، نمیتوانست با وضعیت فعلی او مقایسه شود.
با این حال، او احساس کرد که چیزی تغییر کرده است. نوآ احساس میکرد که وجودش تأثیر آن را بر چهره و بدنش محدود نمیکند. او به خودی خود در سراسر جهان پخش میشد و بر مواد اطراف خود تأثیر گذاشت و تار و پود آن را دگرگون کرد.
نوآ پس از مطالعه آن پدیده به این نتیجه رسید: «وجود من به طور طبیعی دامنهای رو اطراف من ایجاد میکنه.»
گذر از سطوح، نهتنها قدرت فوقالعادهای به ارمغان آورده بود بلکه وجود نوآ را بالا برده بود و آن را یک پله بالاتر از قوانین ساده قرار میدادند. او احساس میکرد که میتواند با افکار ساده بر جهان تأثیر بگذارد. او میتوانست نسخه ضعیفتری از دنیای تاریک را با تکان دادن دست خود بازسازی کند.
«قوانین رتبه هفتم،...» نوآ درک کلی خود از رتبههای آسمانی را در ذهن خود فهرست کرد «دامنه برای رتبه هشتم و جهان بر...
کتابهای تصادفی


