فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1559

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۵۹: جلسه

در حالی که نوآ داشت در سرزمین‌های بیرونی سفر می­کرد، رویداد عجیبی در مکانی مخفی از قلمرو انسانی در حال رخ دادن بود.

سازمان‌ها و اصناف مختلف در یک سالن زیرزمینی پوشیده در حکاکی، گرد هم آمده بودند تا درباره مشکلاتی که در مناطقشان اتفاق می‌افتاد، بحث کنند.

تهذیب‌گران حاضر در سالن همگی تهذیب‌گران رتبه هشتی بودند که برای آن مراسم ماسک سفید به چهره زده بودند. چهره‌های پوشانده شده­شان نمی‌توانست هویت آنها را پنهان کند، اما پوشیدن آن در جلسات یک سنت بود.

«ما توی تهاجم قبلی سرزمین‌های زیادی رو از دست دادیم.»

تهذیب­گری که لباس‌هایی با نشان سیل‌برد را به تن داشت، بعد از ایستادن گفت: «ما موفق به گسترش شدیم، اما دامنه­مون به طور قابل‌توجهی کوچک شده. ناآرامی در حال گسترشه. ممکنه شاهد اولین جنگ داخلی این دوران باشیم.»

«فقط مثل سری­های پیش به سمت سرزمین­های بیرونی گسترش بدید.» یک کارشناس که لباس‌هایی با نشان خانواده رُت‌وی(rotway) پوشیده بود، گفت. «من نمی­دونم چرا نیازه که این موضوع رو توی این جلسه حتی مطرح کنیم.»

«خانواده شما خیلی وقته روی معدن­ها تمرکز کرده­ان.» کارشناس سومی که هیچ نشانی به همراه نداشت پاسخ داد. «لژیون تو این هزار سال قوی شده. اونها تونستن از گسترش ما جلوگیری کنند.»

«از چه زمانی اون دورگه­ها یه چیزی برنده شدن؟» کارشناس خانواده رُت‌وی پاسخ داد. «نیروهای بیشتری بفرستید. اونها رو با تعداد بیشتر، غرق کنید. ما قبلاً این کار رو بارها انجام دادیم!»

«بعد از آخرین تهاجم خیلی چیزها اتفاق افتادن.» کارشناس بدون نشان آهی کشید. «به‌نظر می­رسه که لژیون بلاخره به تهدیدی برای حوزه انسانی تبدیل شده.»

کارشناس خانواده رُت‌وِی پرسید: «الکساندر دوباره ظاهر شده؟»

«نه.» تهذیب­گر بدون نشان پاسخ داد، «اما موج جدیدی از کارشناسان هم سطح اونها به سطح تهدیدآمیزی رسیدن. متأسفانه، اونها حالا انسان­هایی هم در کنار خودشون دارن. اگه بخواید می­تونید از شهر کریستالی راجع به توضیحات بیشتر بپرسید.»

تهذیب­گر خانواده رُت‌وی نگاهی پرسشگرانه به کارشناسی که ردای نمادین شهر کریستال را بر تن داشت، انداخت.

تهذیب­گر شهر کریستال توضیح داد: «ما دو قلعه رو توی کمتر از چند هزار سال از دست دادیم. هر دو حمله شامل یک فرد بودند.»

تهذیب­گر دستش را تکان داد و مجموعه­ای برگه در مقابل کارشناسان ظاهر شدند.

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی