تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1561
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۶۱ ۱۵۶۱. داستانها
جون برای نوآ تعریف کرد که بعد از جدایی آنها، در جهان دیگر چه اتفاقی افتاده بود. البته، او تنها بعد از آنکه فرصت کرده بودند با هم گپ بزنند، آن موضوعات مطرح کرده بود.
هایو، شورا و امپراتوری شاندال پس از مهاجرت قرنها در صلح زندگی کرده بودند. همه آنها باید جهان را تقسیم کرده و منابعی از مواد معدنی ایجاد میکردند، بنابراین زمانی برای مبارزه با یکدیگر نداشتند.
با این حال، دعواهای کوچک در نهایت اتفاق افتاده بودند. جهان دیگر به دلیل فقدان قطعهای از سرزمینهای جاودانه، منابع کمتری داشت. در آن وضعیت نبردها اجتناب ناپذیر بودند و خیلی سریع، تبدیل به جنگ شده بودند.
هایو به سرعت تبدیل به هدف شورا و امپراتوری شده بود. غیبت نوآ باعث شده بود دو سازمان به این باور برسند که میتوانند آن نیرو را سرنگون کنند.
اما اوضاع طبق برنامه پیش نرفته بود. جون، شیاطین و دنیل، پس از چند عقبنشینی پتانسیل عظیم خود را آشکار کرده بودند. فیث هم به شورا خیانت کرده و موج جدیدی از کارشناسان را به هایو آورده بود که در نهایت به آن جنگها پایان داد.
اتحادهای قبلی دیگر در جهان دیگر اهمیتی نداشتند، بنابراین هایو توانسته بود کنترل کامل سرزمین را پس از کشته شدن ارشد بزرگ دایانا به دست جون، بگیرد. دست چپ خدا تسلیم شده بود اما دشمنانش خیانت او را هیچ وقت نبخشیدند.
با یک جهان کامل تحت کنترل آنها، نیروگاههای هایو به سرعت بهبود یافته بودند. آنها پتانسیل رسیدن به رتبههای آسمانی را داشتند و در آن سالهای صلح آمیز، به آن عمل کرده بودند.
جون و شیطان رویابین تقریباً همزمان و زودتر از همه پیشرفت کرده بودند. دنیل بعد آنها عمل کرده و شیطان پرنده و فیث، آخرین نفرات به رتبههای آسمانی رسیده بودند. با این حال، آنها تصمیم گرفته بودند با هم صعود کنند، چون پیشرفتهایشان در یک قرن اتفاق افتاده بود.
داستان جون از آن پس تلخ و غمناک شد. شهر کریستال گروه او را به محض رسیدن به منطقه فرود، دستگیر کرده بود. پنج نفر آنها سالها در کاخ زندانی بودند و آن متعصبان آنها را مجبور کرده بودند حتی قبل از اینکه بتوانند پیشرفت کنند، با هم مبارزه کنند.
شهر کریستال زندگی آنها را جهنم کرده بود. پنج ارشد مجبور بودند تمام وقت خود را صرف التیام جراحات خود کنند و هرگز فرصتی برای تمرین نداشتند.
پس از نبرد در قصر، جون و دیگران بر آموزش خودشان متمرکز شده بودند. شیطان آسمانی مرد دیوانه، اما استاد بزرگی بود، مخصوصاً برای موجودات با استعدادی مثل دوستان نوآ.
پنج ارشد در حالی که خود را برای نبرد بعدی آماده میکردند، به تهدیب پرداخته و پیشرفت کرده بودند.<...
کتابهای تصادفی


