فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1562

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۶۲ ۱۵۶۲. خاطرات

تمایل لژیون برای پیوستن به حمله علیه خانواده سیل بریرد، شروع مبارزه را به تاخیر انداخت. با اضافه شدن این نیروها و موجودات قدرتمند، چیز‌های خیلی بیشتری برای سازماندهی وجود داشت، به خصوص که آن برنامه شامل یک حمل و نقل عجیب و غریب بود.

«مطمئنی می‌تونی ما رو به خانواده سیل بریرد برسونی؟» نوآ در حین بازرسی متخصص که ساختارهای بی‌شماری را روی زمین قرار می‌داد، پرسید.

«این با حمله به شهر کریستال فرق خواهد کرد.» پادشاه الباس بدون اینکه نگاهش را از کارش بگیرد، پاسخ داد. «اون موقع من می‌تونستم از بتکده و ارتباط تو با شیطان آسمانی استفاده کنم‌. این دفعه فقط می‌تونم هممون رو با هم به منطقه مناسب بیارم.»

نوآ آهی کشید.

-پس هیچ اثر غافلگیر کننده‌ای وجود نداره‌.

«تو باید سپاسگزار باشی که من طرز کار بتکده رو برای خودم یادداشت کردم قبل از اینکه اون وحشی خرابش کنه.» پادشاه الباس خرخر کرد. «نمی‌تونم باور کنم یه نفر می‌تونه اینقدر احمق باشه که چنین آیتم رتبه ۸ ارزشمندی رو خراب کنه.»

نوآ پادشاه الباس را با شکایت‌هایش رها کرد و به غار خود برگشت. گروهش برای بهره‌مندی از نفوذ او در آن منطقه زندگی می‌کردند و فقط جون می‌توانست بدون اعلام حضور، به منطقه تمرینی او برود.

جون در غار نبود، بنابراین نوآ تمرینات معمول خود را از سر گرفت. او به هر حال باید منتظر می‌ماند تا پادشاه الباس تله پورت را کامل کند، بنابراین بدش نمی‌آمد که آن زمان را به افزایش سطح تهذیب خود اختصاص دهد.

هر وقت که نوآ یکی از جلسات خود را به پایان می‌رساند، یک توده لاجوردی رنگ از جنس انرژی ذهنی، از دریای ذهنش بیرون می‌آمد. تصاویر ذخیره شده در آن‌ها بسیار جالب بودند، بنابراین او اغلب آن‌ها را به امید به دست آوردن بینش، بازرسی می‌کرد.

وقتی که نوآ آن توده ذهنی را مورد بررسی قرار داد، جهان در دیدش تغییر کرد. افکارش نیز با تجربه آنچه که شمشیر مقدس در آن رویداد از سر گذرانده بود، شکل گرفتند.

طوفان آسمان را پر کرد. تعداد قوانین آشفته‌ای که آسمان را فرا گرفته بودند به قدری زیاد بود که می‌توانستند تا حدی نور سفید آن را پوشش دهند. انگار گرد و غبار زرد رنگی بر آن زمین‌ها مسلط شده بود.

شمشیر مقدس احساس کرد که نمی‌تواند هوشیاری خود را گسترش دهد. حواسش نیز در آن محیط خطرناک رنج می‌بردند. انبوهی از قوانین آ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی