فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1570

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1570: لوو

سرزمینی آشنا در جلوی چشمان نوآ ظاهر شد.

ساختار پادشاه الباس کارساز بود، ساختار او توانست گروه و ارتش را از یک مرگ حتی رها کند.

حالا دیگر اهمیتی نداشت که نقطه انتقال در نقاط عمیق‌تری از سرزمین‌های بیرونیست یا نه، گروه جان سالم به در برده بود.

نوآ آگاهی خود را برای ارزیابی ارتش خود گسترش داد.

حمله به خانواده سِیل­بِرد موفقیت بزرگی بود، اما زیردستانش بهای گزافی را پرداخته بودند.

چهار جانور جادویی رتبه هشتم صدمات شدیدی متحمل شدند و برای بهبودی به سال­ها زمان نیاز داشتند.

برخی از آنها حتی ممکن بود به خواب زمستانی بروند تا بتوانند بدنشان را به طور کامل اصلاح کنند.

وضعیت شیطان الهی هم بدتر از همه بود، این وخامت وضعیت زمانی آشکارتر می­شد که نژاد او هیچ کمکی به بهبودی او نمی­کرد.

دست و پایش را از دست داده بود و اندام­های درونیش آسیب زیادی دیده بودند.

اما تنها و بهترین نکته مثبت، سالم بودن مراکز قدرتش بود که اجازه بهبودی سریع­تر را به او می­داد.

ایان و جردن خوب بودند. ویلفرد کمی زجر کشیده بود، اما وضعیتش بد نبود.

در نهایت تمام موجودات رتبه هشتمِ ارتش نوآ بهبود می­یافتند، بنابراین گروه هیچ دارایی ارزشمندی را از دست نداده بود.

البته اوضاع برای زیردستان خوب نبود؛ موجودات رتبه هشتم سعی می­کردند که از آنها در برابر امواج شوک ناشی از ضربات محافظت کنند، اما حتی برای آن هم، محدودیت­هایی وجود داشت.

بسیاری از موجودات رتبه هفتم در جریان آخرین نبرد، درگیر هرج­ومرج و حمله­ی بی­امان گلوریا شدند و جان باختند.

تقریباً همه کسانی که جان سالم به در برده بودند، جراحات شدیدی متحمل شدند و برخی از آنها حتی مراکز قدرتشان ویران شده بود.

نوآ می­دانست که ضررهای این چنینی اجتناب‌ناپذیر است.

بنابراین تصمیم او برای رویارویی مستقیم با گلوریا، دقیقاً به همین دلیل بود.

نوآ با این کار قصد داشت تلفات را به حداقل برساند و جان بسیاری از زیردستانش را نجات دهد.

با این حال، از نظر نوآ این مقدار تلفات هم، بیش از اندازه بود.

نوآ در حال بازرسی ارتش با خود گفت: -بیشتر از این تو توانم نبود. اونها هم باید خودشون بر مشکلاتشون غلبه کنند. اَلَک کردن قوی از ضعیف ضروریه. اگه غیر از این هم باشه، انگار فقط دارم یه سازمان بزرگ برای ناز کردن می­سازم.

نوآ چشمانش را رو به آسمان کرد. سفر تزکیه بی­رحمانه بود و حتی قدرت او هم نمی­توانست بر این ویژگی آن، تأثیر بگذارد.

او فقط می­توانست اطمینان حاصل کند که زیردستانش تا حدامکان از جاه­طلبی او سود ببرند، اما بقیه­ی راه، به عهده خودشان بود.

نوآ قبل از پوشاندن کل ارتشش با دنیای تاریک خود آهی کشید و گفت: «خب خوبه که حداقل جون و بقیه سالمن.»

خواص مغذی به دست آمده از دنیای تاریک، روند بهبودی هر موجودی را ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی