فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1573

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1573: وضوح

نوآ هنگام بررسی کردن رگ­بار بزرگ نور پرسید: «الباس؟»

پادشاه الباس پاسخ داد: «می‌خوای چی بگم؟ آسمون داره بهمون حمله می­کنه. تو هم داری می­بینیش.»

حق با پادشاه الباس بود.

نوآ ماهیت آن حمله را درک کرده بود، اما امیدوار بود اشتباه کرده باشد.

آن نور توسط یک تهذیبگر ایجاد نشده بود. طلسم یا تکنیکی نبود که توسط یک موجود قدرتمند راه­اندازی شده باشد. همان هاله آسمان را داشت که هاله‌اش آن را بخشی از ساختار آسمان و زمین می‌کرد.

قدرت آن نیز نامشخص بود. نوآ نمی‌توانست سطح نور را درک کند. به نظر می‌رسید که می‌تواند قدرت خود را مطابق با ماده‌ای که توسط آن سفیدی روشن می‌شود، تغییر دهد.

نوآ گفت: «تو خیلی بیشتر از من تو سرزمین‌های جاودانه بودی.» سپس از تمام موجودات اطرافش پرسید: «تا حالا یه چیزی شبیه این رو دیدین؟ تاحالا تشکیلاتتون شاهد حادثه‌ای شبیه به این بودن؟»

ویلفرد، جردن، ایروین و پِرل سرشان را تکان دادند. آنها چیزی در مورد این اتفاق خطرناک نمی‌دانستند.

نوآ فقط می‌توانست ناسزایی در ذهنش دهد. سیاه­چاله او سریع­تر چرخید و تمام انرژی خود را به سمت آگاهی‌اش فرستاد. نوآ می‌خواست توضیحی پیدا کند، اما دانش او حاوی پاسخی در ارتباط با این اتفاقات نبود.

پادشاه الباس به اندازه نوآ بی­خبر بود. کارشناس سوابق ذخیره شده در عمارت سیل‌برد را مطالعه کرده بود، اما هرگز به چنین چیزی اشاره نکرده بودند.

نوآ در ذهنش فریاد زد: - فکر کن! فکر کن! این خیلی تصادفیه که یک بحران طبیعی باشه. با این حال، مطمئناً شبیه یه مصیبته. چه طور ممکنه؟

تنها یک پاسخ می‌تواند آن پدیده را توضیح دهد. قوانین در مقابل نور سر تعظیم فرود آوردن و ساختار خود را مطابق با آنچه که نیاز داشت تغییر دادند. آسمان و زمین تنها موجوداتی بودند که قادر به انجام چنین شاهکاری بودند.

سرانجام توضیحی به ذهن نوآ رسید. آن نور حمله دقیقی بود که توسط آسمان و زمین فرستاده شده بود. با این حال، نوآ به دنبال جزئیات پشت آن رویداد نامشخص بود.

نوآ با سرگردانی فکر کرد: - چرا الان؟ چرا تو سرزمین بیرونی حمله نکردن؟ می‌تونستن بیشتر کسایی که با نظامشون می‌جنگن رو شکست بدن و بیرون بندازن.

آن وضعیت با عقل جور در نمی‌آمد. آسمان و زمین فرصت دیگری برای انجام چنین حمله‌ای داشتند. می‌توانستند نوآ را هر وقت که خسته می‌شد یا در میان دشمنان بود نابود کنند!

نوآ پیش از آنکه به آسمان مه­آلود نگاه کند نتیجه گرفت: - نمی‌ت...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی