فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1575

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1575: آماده

قفسه سینه نوآ منفجر شد، اما او اجازه نداد آن جراحت سرعت او را کاهش دهد. او به سرعت دوباره شمشیر نفرین­شده را تکان داد و فردیت دوم را به سمت گلوریا شلیک کرد.

به نظر می‌رسید تهذیبگر از خود بی­خود شده بود. گلوریا به حد جنون رسیده بود. قصد قتل او منطقه را پر کرد و زیردستانش را تحت­تأثیر قرار داد.

اجساد شروع به افتادن بر روی زمین کردند. برخی از تهذیبگران رتبه ۷ مستقیماً زیر فشار گلوریا جان خود را از دست دادند. نفوذ او حتی به گروه نوآ هم رسیده بود، اما برندگی نوآ توانست راهی امن در میان آن انرژی حفر کند.

حمله به گلوریا رسید، اما فضای جلوی او فردیت را در هم پیچید و از بین برد. او حتی در حین این تبادل به خودش صدمه نزده بود، که این چیزی نبود که نوآ بتواند ادعایش کند.

تکه‌ای از پوست نوآ ناپدید شده بود. ستون فقرات او اکنون در فضای باز بود، اما ماده تاریک به سرعت آن قسمت‌های از دست رفته را پوشاند و اندام­هایش را ثابت نگه داشت.

نوآ می‌دانست که نمی‌تواند برای مدت طولانی آن قدرت نبرد را نشان دهد، اما جرأت پا پس کشیدن نداشت. فرار او به عملکرد او بستگی داشت.

ویلفرد و دیگران به سمت ارتش هجوم آوردند و به سرعت حریفان برجسته‌ای در مسیر آنها ظاهر شدند. دیگر تهذیبگران مرحله مایع به خود زحمت مبارزه با آن موجودات را ندادند و مستقیماً به سمت پادشاه الباس پرواز کردند.

نوآ هنگامی که ماده ناپایداری از میان رگ‌های سیاهش عبور کرد، غرید. زود، موجی از شعله‌های سیاه ارتش را فراگرفت، اما پیش از اینکه نوآ بتوانند ترمیم شود، گلوریا آنها را مجبور کرد از هم جدا شوند.

گلوریا توضیح داد: «من توانایی‌هات رو بررسی کردم. از فهمیدن تعداد گزارش‌هایی که شهر کریستالی ازت جمع کرده، شگفت­زده می‌شی.»

نوآ به سختی می‌توانست به حرف‌هایش توجه کند. خونخواهی ذهنش را پر کرد و نیروی خالصی در بدنش جاری شد. او به سلاحی تبدیل شده بود که از محدوده­ی تهذیب خود فراتر رفته بود.

نوآ به بالای گلوریا تله­پورت کرد، اما تکنیک‌اش در نهایت به فضای پیچ خورده گلوریا برخورد کرد. نوآ در ابتدا می‌خواست در فاصله چند متری حریف خود ظاهر شود، اما بسیار بالاتر از حد انتظارش ظاهر شد.

گلوریا برگشت و لبخند بی­رحمانه‌ای بر لبانش نقش بسته بود. دستش را به سمت نوآ گرفت و فضا شروع به پیچیدن کرد. نوآ سعی کرد به دور از آن فضا تله‌پورت کند، اما حمله گلوریا قبل از اینکه بتواند تکنیک حرکتی را انجام دهد به او رسید.

درد در سراسر بدن نوآ پخش شد. او قبلاً به دلیل شمشیر نفرین­شده صدمات متعددی دیده بود و این حمله منجر به بدتر شدن وضعیت او شده بود.

پوستش متلاشی شد و مراکز قدرتش شروع به متراکم شدن کردند. زره شیطانی او نمی‌توانست با این قدرت مبارزه کند، بن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی