تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1576
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۷۶: شیرجه
نوآ قبل از مشت زدن به زمین غرید: «شیرجه بزن زیر زمین!»
طوفان تقریباً صدایش را خفه کرد. همراهانش به سختی توانستند دستور نوآ را بشنوند، اما زمانی که متوجه شدند آن محیط چقدر خطرناک بود، از او اطاعت کردند.
جریانهای غلیظ قوانین آشفته و متراکم، بر نوآ و بقیه برخورد و پوستشان را خرد کرد. حتی مراکز قدرتشان نیز تحت آن فشار، نمیتوانستند قدرت خود را بروز دهند.
نوآ با کمک جردن و ویلفرد موفق به ایجاد یک غار عمیق شد. قوانین پر هرجومرج در آن چاله نفوذ کرد، اما کارشناسان به سرعت شاخههای متعددی را حفر کردند که این جریانها را پراکنده کرد.
در نهایت با شکستن یکی از تونلها، گروه در سالن بزرگ زیرزمینی که نوآ در اختیار داشت جمع شدند. این تماس سریع با طوفان باعث کشته شدن بیشتر ارشدهای رتبه ۷ و مجروح شدن رهبرانشان شده بود. وضعیت کلی آنها افتضاح بود، به خصوص که هنوز نتوانسته بودند از این حملهی غافلگیرانه خلاص شوند.
پادشاه الباس شکایت کرد: «بهت گفتم انتقال آماده نیست!»
«مرگ احتمالی بهتر از مرگ حتمیه.» نوآ آهی کشید. «مگه چقدر از لژیون دوریم؟ فکر نمیکنم تو مقدار انرژی رو به هم ریخته باشی.»
«انتقالها توی سرزمینهای جاودان عجیب عمل میکنن.» پادشاه الباس توضیح داد: «اونها بدنهامون رو به مکان دیگهای نمیفرستن. به ما این امکان رو میدن که خودِ فضا رو برش بدیم، شبیه کاری که من با تونل ابعادی انجام دادم.»
نوآ در حالی که احساس بدی در ذهنش موج میزد پرسید: «چی میخوای بگی؟»
«میگم ممکنه گم بشیم.» پادشاه الباس در حالی که چند آیتم را از حلقه فضایی خود بر میداشت و روی زمین میگذاشت پاسخ داد: «سعی میکنم که بفهمم کجاییم، اما با سطح من، ایجاد یه انتقال توی اینجا غیرممکنه. قوانین درهم و برهم، جلوی حکاکیهای من رو میگیره.»
«حرف الباس رو شنیدین.» نوآ رو به گروه فریاد زد: «در حال حاضر روی بهبودی تمرکز کنین. این زمینها فوقالعاده خطرناکن.»
تصاویر خاطرهای از شمشیر مقدس در ذهن نوآ جرقه زد اما به سرعت آنها را سرکوب کرد. او حتی نمیخواست احتمال دیدار با یک نفر از رتبه ۹ را در نظر بگیرد.
کارشناسان دستورات او را دنبال کردند و شروع به استفاده از تکنیکهای درمانی کردند. از آنجایی که تهذیبگران قصد مهاجرت نداشتند، نتوانستند چیز زیادی از مقرشان بگیرند، اما ...
کتابهای تصادفی

