تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1578
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۵۷۸: رحمت
نوآ نمیدانست چگونه پاسخ دهد. اژدها او را غافلگیر کرده بود و مغزش هنوز آن موقعیت را پردازش نکرده بود. اما طولی نکشید که غریزه بقایش کنترلش را به دست گرفت و او را وادار کرد تعظیم کند.
«ما راهمون رو گم کردیم.» نوآ گفت: «قصدمون هرگز حمله به قلمرو شما نبود.»
اژدها پاسخ نداد درعوض بدون اینکه حوصله بررسی بقیه گروه را به خود بدهد، به نوآ و جردن خیره شد. به نظر میرسید آن موجود، فقط به دو دورگهای علاقهمند بود که خون اژدها در رگهایشان بود.
«که اینطور.» اژدها گفت: «این جهت درسته. یکم دیگه طوفانها شروع به از دست دادن قدرتشون میکنن.»
نوآ خیلی سؤال داشت. اژدها یک جانور جادویی کامل رتبه ۹ و در اوج سفر تهذیب بود. قطعاً رازهای زیادی درباره سرزمینهای جاودانه میدانست.
با این وجود، نوآ میترسید که سؤالاتش باعث خشم آن موجود شود. این که هیچ علاقهای به گروهش نداشت برایش کافی بود.
نوآ در حالی که دوباره تعظیم میکرد و به جلو قدم بر میداشت، گفت: «ما به سفرمون ادامه میدیم.»
گروهش او را تعقیب کردند، اما اژدها همچنان به آن دو نفر نگاه میکرد. وقتی بقیه رد میشدند، حتی سرش را هم بلند نکرد.
اژدها گفت: «فرزندانم، میتونم بهتون هدیه خداحافظی بدم.» سپس سرش را بلند کرد و با شدت بیشتری نسبت به قبل نفس کشید.
قوانین آشفته در مناطق اطراف شروع به پرواز به سمت دهان موجود کردند. اژدها در یک لحظه حساب طوفانهای زیادی را رسید. نوآ و دیگران میتوانستند به آخرین بخش از سفر بازگشت خود به سطح نزدیک شوند.
«خداحافظ تولهها.» اژدها برگشت و خیره به اعماق سرزمینهای بیرونی گفت: «تا وقتی که به اندازه کافی برای زنده موندن توی سطح قوی نشدین، به اینجا برنگردین. این سرزمینها رحم ندارن.»
نوآ در برابر این سخنان تعظیم نکرد. او به حرکت به جلو ادامه داد تا اینکه احساس کرد بالاخره توجه اژدها از چهره او دور شده بود. سپس به راه افتاد و شتاب گرفت که تا جای ممکن دور شود.
عرق روی پیشانیش نشسته بود. آن تعامل او را ترسانده بود. صحبت کردن با موجودی در رتبه ۹ چیزی بود که به تمرکز کاملش نیاز داشت و این تلاش خستهاش کرده بود.
- رتبه نهم باورنکردنیه.
زمانی که نوآ توانست اثرات مکالمه قبلی را سرکوب کند، با خود گفت: - این سطح از قدرت چیزی نیست که بتونم با کلمات توصیفش کنم. این در حالیه ک...
کتابهای تصادفی


