فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1583

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۸۳: بازگشت

سرزمین‌های جاودانه خشم خود را ابراز کردند. صداهای ترق و تروق آسمان را پر کرد و صاعقه به سمت نوآ شلیک شد.

نوآ نمی‌دانست چگونه جلوی آن وضعیت را بگیرد. او چیزی برای شکست دادن نداشت. دنیا بدون اینکه هدفی به او بدهد دشمنش شده بود.

جردن و دیگران خواستند به کمک او بیایند، اما نوآ دستش را بلند کرد تا مانع شود.

«نزدیک من نشین.» نوآ فریاد زد: «باید به تنهایی از پسش بر بیایم!»

جهان به پرتاب صاعقه ادامه داد که بر روی بدن او فرود آمد و بخشی از زره شیطانی او را نابود کرد. سیاه­چاله مدام آن را بازسازی می‌کرد، اما نوآ هنوز حس می‌کرد که نمی‌تواند راه حلی برای مشکل خود بیابد.

شهر واگونا به دلیل بحران دچار هرج­ومرج شد. جرقه‌ها ساختمان‌های آن را هدف قرار ندادند. با این حال، تهذیبگران در مقابل چنین نمایش قدرتی احساس آرامش نمی‌کردند.

نوآ در ذهنش فریاد کشید: «چطور این رو حل کنم؟!»

اما به نظر نمی‌رسید که بتواند راهی برای رهایی از این وضعیت پیدا کند.

غریزه‌اش به او می‌گفت که چیزی شکسته بود. نوآ احساس می‌کرد که در معرض اراده آسمان و زمین قرار گرفته بود و هیچ کدام از کارهایی که انجام می‌داد این مشکل را به عقب برنمی‌گرداند.

زره شروع به دگرگونی کرد. نوآ بر سرکوب وجودش و پنهان کردن هاله‌اش متمرکز بود. ماده تاریکش فضای شخصی ایجاد کرد که فقط ماده‌ای را که تحت­تأثیر جاه­طلبی او قرار داشت مجبور به وجود داشتن می‌کرد. انرژی بالاترش باعث شد هر اثری از اراده آسمان و زمین را از محیط اطرافش پاک کند.

دنیای تاریک گسترش یافت و متراکم شد. نوآ در حال خلق یک طلسم بود تا وجود خود را از آسمان و زمین پنهان کند. درک او از سرزمین‌های جاودانه با انرژی بالاترش ترکیب شد و به آن ویژگی‌هایی داد که می‌توانست از او در برابر تأثیرات خارجی محافظت کند.

نوآ باید روزها در همان موقعیت باقی می‌ماند. کارشناسان در داخل شهر واگونا سعی کردند نیروهای کمکی را احضار کنند، اما از زمانی که الکساندر این جنبه از مأموریت را بر عهده داشت، هیچ­کس وارد نشد.

جردن و دیگران نیز هاله تهدیدآمیز خود را بر روی شهر سرازیر کردند. آنها به پنج رهبر فهماندند که نباید کاری علیه نوآ انجام دهند.

نوآ مجبور شد چندین بار شمشیر خود را تاب دهد تا صاعقه‌هایی که به سویش هجوم می‌آوردند را دفع کند. آن حملات هرگز او را در خطر واقعی قرار ندادند، اما بی­وقفه حمله می‌کردند. ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی