فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1584

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۸۴: سورپرایز

نوآ حتی آن گزینه را در نظر نگرفته بود. او قبلاً دیده بود که مناطق بادخیز در سطح فعلیش چقدر خطرناک بودند. او نمی‌توانست تنها برای رهایی از وضعیت آزاردهنده خود به آنجا برود.

«حدس می‌زنم این اتفاق بالاخره باید می‌افتاد.» نوآ آهی کشید و خود را آرام کرد.

وضعیتش کاملاً وحشتناک نبود. او قبلاً یک راه حل موقت برای مشکل خود پیدا کرده بود و تا زمانی که در ارثیه دزد اعظم بود، می‌توانست آن را صیقل دهد.

این طلسم چند اشکال داشت، اما می‌توانست او را ایمن نگه دارد. علاوه بر این، به عنوان پوششی برای حضورش نیز عمل کرد. تنها مشکل این بود که خیلی خوب کار می‌کرد.

نوآ به دزد اعظم تعظیم کرد و طولی نکشید که نوری لاجوردی زیر پاهایش روشن شد تا او را از آن سالن زیرزمینی دور کند. نوآ پس از ناپدید شدن نور، خود را در لایه چهارم یافت و به سرعت غاری را حفر کرد تا یک منطقه تمرینی ایجاد کند.

صیقل دادن طلسم کمی طول کشید. نوآ می‌خواست که دوستانش در رتبه هفت بتوانند او را ببینند بدون اینکه بر ویژگی‌های پنهان پوشش تأثیر بگذارند.

دنیای تاریک چندین بار منبسط و متراکم شد در حالی که نوآ با خواص آن دست و پنجه نرم می‌کرد. او در نهایت به یک نتیجه مناسب رسید و توانایی را با سیاه‌چاله خود پیوند داد. بخشی از ماده تاریکش همیشه این ویژگی‌ها را داشت.

نوآ نمی‌دانست که بعد از تکمیل آن پروژه چه کاری باید انجام می‌داد. فقط باید تهذیب می‌کرد و آنقدر قوی می‌شد که بتواند در مناطق بادخیز زندگی کند، اما مسیر هنوز طولانی بود.

نوآ در حالی تهذیب کرد که به وضعیت خود می‌اندیشید. او می‌خواست یک آشفتگی دیگر را شروع کند تا به سرعت بهبود یابد، اما بازگشت الکساندر گزینه‌هایش را محدود کرده بود.

الکساندر می‌توانست بدون کمک نوآ حساب تمام دشمنان لژیون را برسد. در واقع از آنجایی که کارشناس در اینجا حضور داشت، حضور نوآ اضافی بود.

دورگه احتمالاً به تمام عمارت‌های شناخته شده‌ای که متعلق به دشمنان نوآ بودند حمله می‌کرد و آنها را مجبور می‌کرد که پنهان شوند. به نظر می‌رسید که صلح در جهان فرومی‌ریخت و نوآ آن وضعیت را تحقیر می‌کرد.

بدون وقفه­ای در تمرینش به خود گفت: - شاید باید با سازمان مخفی همکاری کنم. ممکنه اونها گزینه‌های جالبی به من بدن.

نوآ نمی‌خواست در ارثیه دزد اعظم با آزمون‌ها روبه­رو شود. هیچ علاقه‌ای به هرم نیز نداشت. مطالعات معمار بزرگ جالب بود، اما نوآ قبلاً آنچه را که نیاز داشت به دست آورده بود.

نوآ قبل از ترک ارثیه دزد اعظم و پرواز به سمت مقر لژیون آهی کشید: - پس سازمان مخفیه.

جردن و دیگران همچنان مشغول جمع­آوری ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی