فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1623

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1623: عزیمت دزد ارشد در حالی که به بازرسی اطرافش ادامه می‌داد پرسید: «دفاع‌های من؟ من اونا رو هم دزدیدم. وقتی می‌تونم اونا رو از استادهای خوب حکاکی بگیرم، چرا باید به خودم زحمت ساختن چیزی بدم؟» سازنده بزرگ گفت: «مرگ عوضت نکرده.» دزد ارشد پاسخ داد: «مرگ هیچ چیزی رو عوض نمی‌کنه. ما دنیاهایی داخل آسمون و زمین هستیم. فقط می‌تونیم پیشرفت کنیم.» دزد ارشد بدن خود را بازرسی کرد. دستش را بالا آورد و بررسی کرد که همه چیز سر جایش است. نور لاجوردی همچنان به سمت وجود او همگرا می‌شد، اما موجودیتش تقریباً برای زندگی دوباره آماده بود. آسمان و زمین این روند را دوست نداشتند. آن‌ها موجودیت دزد ارشد را نشانه‌گذاری کرده بودند، و زمانی که تکه‌های دنیایش به پیکرش نزدیک شدند، به سرعت واکنش نشان دادند. یک سری جرقه در آسمان جمع شد، اما دزد ارشد به طور غریزی یک حرکت کششی انجام داد و آن‌ها را از سفیدی جدا کرد. جرقه‌های عظیم و صاعقه‌ها میان هوا و زمین منجمد شدند و به سمت دزد ارشد افتادند. آن حملات جرات حرکت در حضور او را نداشتند. درست است که آن‌ها مواد طبیعی بودند، اما در شرایط فعلی آن ارشد تنها آن‌ها را در کاخ زیر خود قرار داد. در نهایت دزد ارشد گفت: «ماها زنده شدیم! شر*ط می‌بندم که استادهای بزرگ از این موضوع خوشحال نمی‌شن. الان قدرتت چقدره؟» سازنده بزرگ پاسخ داد: «بیشترش رو بازیابی کردم. به چند سال دیگه نیاز دارم تا بتونم به تمام قدرت جنگیم دسترسی پیدا کنم.» دزد ارشد پاسخ داد: «بد نیست. باید یه کمی بهتر از اون باشم. نباید بذاریم اون موجود مزاحم دوباره تسخیرمون کنه. از این به بعد باید یه قدم جلوتر از اونا باشیم.» نوآ و دیگران شروع به بررسی پیرامون خود کردند. آن‌ها آماده ظاهر شدن یک تهذیب‌گر رتبه 9 دیگر بودند اما آسمان و زمین کسی را نفرستادند. آسمان و زمین پس از اتفاقات با چشمان درخشان مجازات خود را بر کل گروه پخش کرده بودند. تقریباً همه اعضای ارتش از آن نفرین آزار دهنده رنج می‌بردند. دزد ارشد درحالی که اطرافش را بررسی می‌کرد با لحنی متعجب پرسید: «هیچی؟ عجیبه. فکر می‌کردم ازمون متنفرن.» سازنده بزرگ گفت: «بهشون زمان بده. خیلی وقت نیست که یکی از پیروان قدرتمندشون رو از دست دادن. فکر کنم الان نمی‌خوان نیروهاشون رو هدر بدن» دزد ارشد آهی کشید و گفت: «حوصله سر بره. می‌خواستم یه چیزی بدزدم. پیروان آسمون و زمین اهداف آسونی هستن.» نوآ و دیگران در طول آن مکالمه سکوت کردند. آن‌ها نمی‌دانستند چگونه...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی