تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1626
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1626 خود محدود کردن
امواجی شعله طلایی بر بدن نوآ فرود آمد، اما حتی باعث سوختگی هم نشد چه برسد به سوراخ کردن آن.
حملاتی در این سطح ضعیفتر از آنی بود که بدنش آسیب وارد کند.
هوشیاری نوآ برای یافتن پادشاه گسترش یافت، الباس پشت لشکر عروسکهای آتشین خود دستانش را بیوقفه حرکت میداد و حکّاکیهای درخشانی خلق میکرد.
نوآ کمی فکر کرد و با خود گفت: -من نمیتونم به اون زمان بدم تا ترکیببندیش رو کامل کنه.
سپس برای رسیدن به پادشاه به دل شعلههای آتش زد.
قدرت و توان نوآ به حدی بود که هر عروسکی که در مسیرش قرار میگرفت را متلاشی میکرد.
آنها توان کافی برای مقابله با نوآ را نداشتند، با این حال پادشاه با اینکه از این موضوع آگاه بود، ولی باز هم عروسکهایش را فراخواند.
نوآ در هنگام تعقیب پادشاه الباس فریاد زد: «میخوای یه جنگ فرسایشی راه بندازی؟»
پادشاه الباس به نوآ جوابی نداد در عوض بر روی عروسکهای پری گونهاش متمرکز شد.
در میانه میدان نبرد، انبوهی از موجودات زرهی انساننما، جانوران جادویی در اندازههای مختلف حضور داشتند و شعلههایشان آتش را به سمت نوآ پرتاب کردند، اما حملاتشان بر نوآ کارگر نبود؛ حتی سرعتش را هم کاهش نداد.
نوآ بدون توجه به وضعیت مشت میزد و به سرعت میدوید.
زمان دادن به پادشاه الباس یک اشتباه مهلک بود که او نمیتوانست مرتکب آن شود.
با این حال، بعد از یک مدتی حملات بیوقفهاش را متوقف کرد و با خود گفت: -فکر کنم دیگه کافیه.
نوآ منتظر ماند تا پادشاه الباس در موقعیت جدیدش ظاهر شود.
همین که ردّی از ظاهر شدن پادشاه دید، ماده ناپایدار را فعال کرد.
قدرت خام از درون رگهای سیاهش جاری شد و به او این فرصت را داد تا در یک لحظه به حریفش برسد.
پادشاه الباس انتظار قدرت انفجاری او را نداشت، اما پس از سالها همراهی او دیگر متعجب نشد.
اما درست قبل از اینکه نوآ بتواند پادشاه را بگیرد، موجی از شعلههای آتش منفجر شد و نوآ را در بر گرفت.
حمله پادشاه و پری توانست سرعت نوآ را کُنْد کُنَد و حملهاش را ناکام بگذارند.
عروسکها هم تعللی نکردند و موج دیگری از شعلههای آتشین را به سوی او پرتاب کردند.
نوآ با دیدن وضعیت، نفسی از شعلههای سیاه کشید، آتش سیاهش، شعلههای طلایی گسترش یافته در آسمان را در خود سوزاند.
البته آتش سیاه نوآ به همین جا ختم نشد و تمام میدان جنگ را در خود پوشاند.
شعلههای سیاه به هیچ چیز امان ندادند و با توانایی قدرتمندشان تمام عروسکها را ناپدید کردند.
خیلی زود قامت پادشاه نمایان شد؛ در نقطهای دور ایستاده بود و بیوقفه دستانش را برای حکّاکی تکان میداد.
با این حال با یک بشکن دستش تمام منطقه از شعلههای سیاه پاک شد.
نوآ این اتفاق را نادیده گرفت و در ی...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

