فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1625

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1625: پیشنهاد فرستادگان رفتند و یکی از ارشدهای گروه نوآ آن‌ها را به بیرون از گنبدها همراهی کرد. در عوض، نوآ و دیگران در داخل محوطه تمرین ماندند و جلسه‌ای برای بحث در مورد این موضوع برگزار کردند. ارشدها در مورد آن پیشنهاد نظرات متفاوتی داشتند. اکثر آن‌ها موافق بودند که این تونل تله‌ای است که توسط آسمان و زمین برای از بین بردن کسانی که با سیستم آن‌ها می‌جنگیدند، ساخته شده است. با این حال، گروه نتوانست نقطه مشترکی در طول بحث پیدا کند. گلوریا حقیقت را گفته بود. سرزمین‌های جاودانه در وضعیت فعلی خود چیز زیادی ارائه نکردند. ارشدهای رتبه 8 مرحله گازی هنوز هم می‌توانستند چیز جالبی در آن مناطق پیدا کنند، اما کسانی که به مرحله مایع نزدیک می‌شدند قبلاً به مناطق طوفانی چشم دوخته بودند. دامنه جانوران جادویی و ارث‌های مختلف می‌توانست آن‌ها را برای مدتی مشغول کند، اما آن‌ها بهترین روش‌های آموزشی برای ارشدهای آن سطح نبودند. نوآ و دیگران برای بهبود زندگی خود به ماجراجویی نیاز داشتند. گزینه‌های فعلیشان تنها می‌توانست تکنیک‌ها و مواد را به آن‌ها بدهد. پادشاه الباس فریاد زد: «واقعا مهمه تله هست یا نه؟ حتی تا حدی امیدوارم نقشه آسمون و زمین باشه. غلبه به اون مانع ما رو قوی‌تر می‌کنه.» جردن شکایت کرد: «تو به فکر لژیون نیستی. اگه تعدا زیادی از ارشدها برای ماموریت اینجا رو ترک کنن، قدرت زیادی از دست می‌دیم. ممکنه سازمان‌های دیگه از این فرصت استفاده کنن تا همه چیزیایی که تو سال‌های گذشته به دست آوردیم رو تصاحب کنن.» در نهایت نوآ برای پایان دادن به این گفت‌وگو گفت: «تردید کردن تو این موضوعات بیهوده‌ست. ما سازمان‌هایی داریم، اما موجوداتی هستیم که برای رسیدن به درجات بالاتر تلاش می‌کنیم. ما برای رشد و ارتقای قدرت خودمون به این ماجراجویی‌ها نیاز داریم.» جردن پرسید: «نگو که می‌خوای بری اونجا.» نوآ توضیح داد: «دارم بهش فکر می‌کنم. حق با گلوریاست. من تا زمانی که قدرت نبردم به رتبه 9 برسه، کاری برای انجام دادن ندارم. دوره‌های طولانی انزوا فقط به مراکز قدرتم آسیب می‌رسونن.» جردن فریاد زد: «بازم بهتر از پریدن تو یه تله واضحه!» شیطان آسمانی هیجان‌زده فریاد زد: «موافقم، وارث من. به هر حال این زندگی آروم مناسب من نیست.» جردن به شکایت خود ادامه داد: «اونا فقط می‌خوان رو قدرتمون تأثیر بذارن! بالاخره به یکی از قوی‌ترین سازمان‌های سرزمین جاودانه تب...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی