فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1638

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1638: مهم پادشاه الباس پیش از آنکه دوباره بر نبرد تمرکز کند، گفت: «من برای تحقیقاتم بهشون نیاز دارم.» هرالد و آلتیا تنها توانستند آن اتفاق را نادیده بگیرند و تخلیه بی‌امان توانایی‌های خود را از سر بگیرند. جانوران جادویی بسیار زیادی در این منطقه وجود داشتند و آنها هنوز تصمیم نگرفته بودند که چگونه با دو موجود رده بالا برخورد کنند. زمان بیش از حد فکر کردن به سرقت‌های کوچک نبود. با وجود اینکه تعداد نمونه‌ها کاهش یافته بود، نبرد سخت‌تر شده بود. سگ‌های فضایی سبک مبارزه محدودی داشتند، اما می‌توانستند خود را با توانایی‌های ارشدها تطبیق دهند و تنها پس از اطمینان از آن¬که در امان هستند، به شکل مادی خود تبدیل شوند. سبک جنگی غیرمعمول آن گونه باعث شده بود که اکثر ارشدها برای آنکه از دیگران عقب نمانند، تقلا کنند. حتی گروه نوآ نیز انتظار چنین چیزی را نداشت. ویلفرد و فولری نتوانسته بودند کار زیادی انجام دهند زیرا توانایی‌های آنها قابل پیش¬بینی بود. نوآ خود را محدود کرد تا هوشیاری خود را در سراسر میدان نبرد گسترش دهد. او به دیگران اجازه داد بجنگند و منتظر لحظه‌ی عالی‌ای بود که فردیت‌های خود را آزاد کند. حملات او می‌توانستند جانوران جادویی زیادی را به¬طور هم¬زمان بکشد، بنابراین او نیروی خود را برای تعقیب نمونه‌های تنها هدر نداد. برش‌های او حتی در برابر نمونه‌های رده متوسط نیز کاملاً کارآمد بودند. توانایی جسمانی نوآ به¬سرعت از آن موجودات پیشی گرفت، بنابراین حملاتش توانایی‌های مرگ¬باری بودند که می‌توانستند بدن آنها را به دو نیم تقسیم کند. سرانجام آن سه نفر از سازمان مخفی به ارشدهای خاندان مان‌نی در برابر سگ‌های فضایی رده بالا پیوستند. در عوض، دیگران از بقیه گروه مراقبت کردند و مطمئن شدند که در طول نبرد آسیب قابل¬توجهی نبینند. در نهایت نوآ فرصت خوبی پیدا کرد که هوشیاری خود را آزاد کند. بسیاری از سگ‌های فضایی تصمیم گرفته بودند به سه نفر از خاندان پوتگان حمله کنند، اما یک¬سری از فردیت‌ها در اطراف آنها باز شد و چندین موجود را کشت. هرالد دوباره سعی کرد چند جسد را بگیرد، اما نوآ دنیای تاریک را باز کرد و آن اجساد را برای خود گرفت. او به دیگران اجازه نمی‌داد چنین جانوران جادویی عجیب¬و¬غریبی را بگیرند مگر آنکه در ابتدا بسیاری از آنها را در فضای جداگانه خود ذخیره کند. نوآ قبل از، از سرگیری نقش خود در نبرد توضیح داد: «من برای گرسنگیم بهشون نیاز دارم.» هرالد نتوانست چیز زیادی بگوید، اما واضح بود که روحیه‌اش تیره شده است. او همانند ب...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی