فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1643

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1643: جوک‌ها نوآ درحالی¬که در غار خود بود فکر کرد: "مطالعه‌های من تکنیک¬های حرکتی من رو بهتر کرده اما نمی‌تونم جنبه‌های اصلی این قوانین رو درک کنم. هنوز با نزدیک شدن به تغییر ساختار به یه عنصر تاریکی فاصله دارم." نوآ در مدتی که در غار بود به یادگیری ادامه داد. اهمیتی نمی‌داد که رفتارش وقت گروه را تلف می‌کند. مأموریت آسمان و زمین باید منتظر او می‌ماند. دوستانش تا حدودی از این رفتار او آگاه بودند. آنها به اندازه کافی نوآ را می‌شناختند تا حدس بزنند که بهبودی او چقدر طول می‌کشد، بنابراین فهمیدند که او پس از تمام شدن آن دوره، دست به کار دیگری زده است. با این¬حال، آنها حتی به خود زحمت تماس با او را ندادند و صبورانه در آخرین منطقه تونل ابعادی منتظر ماندند. تهذیبگران نیروهای انسانی سرانجام فهمیدند که نوآ کاری بسیار بیشتر از بهبودی انجام می‌دهد، اما تصمیم گرفتند این موضوع را نادیده بگیرند. انعطاف¬پذیری ذهنی نوآ آنها را شگفت¬زده کرده بود. برخی حتی احترام عمیقی برای او قائل شدند. نوآ غار خود را پس از گذراندن چند سال برای بهبودی و مطالعه مارک سیاه ترک کرد. ذهن او به اوج خود بازگشته بود، اما پروژه او بر مطالعه توانایی‌های بُعدی موفقیت مشابهی نداشت. شیطان آسمانی پس از خروج از غار بلافاصله بعد از نوآ فریاد زد: «نیاز داشتم که این سال¬ها رو توی خلوت بگذرونم، جونورهای رتبه 9 مطمئناً ترسناکن!» ویلفرد پس از خروج از غار خود ادامه داد: «در واقع، پراکنده کردن این استرس سخت بود. همراه‌هامون باید بهتر از ما باشن که از قبل اینجان.» فولری پس از تقلید از ارشدان فریاد زد: «من بهترینم!» شیطان آسمانی زمزمه کرد: «خفه شو.» اما همه در آن منطقه می‌توانستند صدای او را بشنوند؛ «داریم سعی می‌کنیم واسه وارثم لاپوشونی کنیم. کارمون رو خراب نکن.» فولری قبل از اینکه به سمت تهذیبگران و نیروهای انسانی برگردد، پاسخ داد: «اوه، ببخشید. من بهترینم، اما خب به بهبودی‌ام نیاز داشتم. زیاد نیاز نداشتم¬ها، اما بهتره جلوی زمین و آسمان در امان بمونم. می‌تونم هر چقدر که بخوام شجاع باشم، اما به هر حال باید تو اوج باشم. برای کمک به همه شما و به دلیل نقش مهمم تو این مأموریت، زمان خروج از انزوای خودم رو به تعویق انداختم.» سخنان فولری معنی نداشت، اما کسانی که این موجود را می‌شناختند می‌توانستند بفهمند چه اتفاقی افتاده است. خوک سعی کرده بود این تأخیر را به گردن خود بیندازد، اما ظاهرش درنهای...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی