فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1645

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1645: منحصر به¬فرد نوآ هنگام بررسی شیطان تعجب کرد؛ "اونها از قوانین آسمان و زمین مصونن؟" (در امان هستن.) صاعقه‌ای به موجود اصابت کرده بود، اما او آن انرژی را جذب کرده و نفوذش را افزایش داده بود. حمله موفق به وارد کردن هیچ آسیبی نشد. فقط شیطان را تقویت کرد. نوآ قبل از اینکه به جلو برود، در ذهنش آهی کشید: "اگه به آلتیا اتکا کنم چیزی یاد نمی‌گیرم." همراهانش برگشتند تا نگاه‌های متعجبانه‌ای بیندازند. حتی برخی از سؤالات به گوش نوآ رسید، اما او آنها را نادیده گرفت. آلتیا یک دوست نبود. او به سختی متحدی بود که می‌توانست با آسمان و زمین تماس بگیرد. این به تنهایی او را به مقام دشمن نزدیک‌تر می‌کرد، بنابراین نوآ نمی‌توانست به او اعتماد کند. همین امر در مورد سایر ارشدان نیز صدق می‌کرد. آنها از کل وضعیت بی‌خبر بودند و نمی‌توانستند چیزی به نوآ بگویند. حتی دوستانش هم نمی‌دانستند شیطان چیست، بنابراین او مجبور شد برای حل شُبهات خود یک رویکرد شخصی درپیش بگیرد. تشخیص سطح تذهیب شیطان سخت بود. امواج ذهنی نوآ به او در این کار کمکی نمی‌کرد، بنابراین او مجبور بود به غرایز خود تکیه کند تا درک مبهمی از قدرت جنگی موجود به دست آورد. غرایز او شیطان را بین مرحله گازی و مایع قرار داد. این مقدار قدرت برای نبرد فعلی نوآ عالی بود. در تئوری، او به باخت نزدیک هم نبود. گروه، نوآ را دیدند که با هوای متراکم از منطقه عبور کرد و در میان صخره‌های شناور قدم گذاشت. شیطان همچنان او را نادیده می‌گرفت، اما او قصد نداشت بیشتر از این ساکت بماند. نوآ شمشیر شیطانی را تکان داد و فردیت به سوی شیطان پرواز کرد. این حمله قبل از برخورد با شکل انسان¬نما، مسیرهای انرژی آن را از بین برد. نوآ در حین بررسی آسیبی که از ضربه زدن به آن وارد شد، فکر کرد؛ "عجیبه." قبل از برخورد با شیطان چند لکه تاریک در داخل فردیت ظاهر شده بود. خلوص حمله هنگام نزدیک شدن به آن حریف کاهش یافته بود. شیطان حتی صدمه چندانی ندید. فردیت به روی نیمی از نیم¬تنه‌اش برخورد کرد، اما به¬نظر نمی‌رسید این رویداد به روی موجودی تأثیر بگذارد که همچنان به خنده و نادیده گرفتن نوآ ادامه می‌داد، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نوآ بدون اینکه چشمانش را از آن موجود عجیب بردارد فکر کرد؛ "من خودداری کردم، اما حمله باید تموم بدنش رو منفجر می‌ک...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی