تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1646
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1646: صلح
مصیبت¬های آسمانی همچنان به خشمگین شدن ادامه دادند و آسمان را با صداهای ترقه¬مانند پر کردند.
نابودیِ وجود انسان¬نما به زندگی شیطان پایان نداد. قوانین آشفته¬اش هنوز در محیط بودند، اما نوآ نمیتوانست مکان دقیق آنها را مشخص کند.
هاله شیطان همه¬جا را فراگرفته بود. انگار همه طرف قرار داشت و نوآ نمی¬توانست هسته¬ای برای نابودی آن پیدا کند. او هرگز چنین حریف منحصربه¬فردی را ملاقات نکرده بود، اما هرچه بیشتر در مورد آن گونهی عجیب کشف می¬کرد، هیجانش بیشتر میشد.
جهش¬ها تشدید یافتند. قوانین بیشتری طعمه آن هاله عجیب شده و از طبیعتِ تحمیل شده توسط آسمان و زمین فرار کردند. به¬نظر می¬رسید که تمام آسمان درحال تبدیل شدن به دریایی از سنگ بود.
با این¬حال، جهشها قبل از اینکه دگرگونیهای رادیکالی اتفاق بیفتند، تأثیر خود بر جهان را متوقف کردند. قوانین آلوده¬ای که از سيستم آسمان و زمین فرار کرده بودند، در نزدیکی نوآ شروع به جمع شدن کرده و وجود قرمز تیره¬ای را که او چند لحظه پیش نابود کرده بود، دوباره به وجود آوردند.
شیطان شکل گرفت، اما بسیار قوی¬تر از قبل به¬نظر میرسید. نوآ میتوانست غرایز خود را که به او هشدار می¬دادند حس کند، اما شمشیرش را بلند نکرد.
حمله در طول شکل گرفتن آن بدن جدید، انتخاب عاقلانه ای بود، اما نوآ درحال مبارزه نبود. او داشت آن گونهی ناشناخته را مطالعه می¬کرد، چون از قبل تصمیم گرفته بود که آن مقاومت ذاتی را ایجاد کند.
خنده¬های دیوانه¬وار دوباره به¬سرعت آسمان را پر کردند و ابرهای سیاه بدون درنگ رعدوبرق¬های بیشتری فرستادند. آن حملات روی شیطان فرود آمدند، اما ساختار او آن قدرت را جذب کرد.
خیلی زود وقتی هاله شیطان دیگر در آسمان پخش نشد و در وجودش جمع گردید، تیغه بلندی از دست چپ وی بیرون آمد. موجود بالاخره تصمیم گرفته بود با نوآ مبارزه کند، اما دگرگونی، بخشی از قدرت آن را آشکار کرد.
قضیه اینطور نبود که شمشیری از دست چپ شیطان روییده باشد. نوآ همین چند لحظه پیش سبک جنگی مشابهی را نشان داده بود و نمیتوانست باور کند که موجود خودش از قبل تجربه آن سبک را دارا بوده است.
-"یعنی از من تقلید کرد؟"
نوآ قبل از رسیدن به نتیجه متفاوتی، پیش خود فکر کرد.
-"نه، یه کپی نمی¬تونه این انرژی رو داشته باشه. احتمالاً وقتی که وجود من شروع به جهش کرد، یه چیزی در مورد سبک جنگی من یاد گرفته."
نوآ دست از انتظار کشید و ضربه¬ای پرتاب کرد، اما شیطان به سرعت شمشیرش را بلند نمود. فردیت با شمشیر برخورد کرده و لکه¬های سیاه متعددی درون ساختارش ظاهر شد. فردیت نزدیک بود تیغه شیطان را ببرد، اما ناخالصیهایش غالب شدند و آن...
کتابهای تصادفی


