تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1647
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1647: جدایی، (جدایش)
نوآ با تعجب در ذهنش فریاد زد: -" چه موجود عجیبی."
هرج¬ومرجی که آن منطقه را فراگرفته بود، از بین رفت. قوانین جهش یافته به مبارزه با معانی واقعی داخل سیستم آسمان و زمین ادامه دادند، اما بدون شیطان که قوانین آشفته¬اش را منتشر کند، شروع به از دست دادن زمین کردند.
آن نبردها معمولاً منجر به تخریب متقابل می¬شدند. تمام تکه¬های تخته¬سنگ¬های شناور از هم جدا شده و تکه¬ لایههایی که از هوای متراکم ساخته شده بودند پراکنده گشتند.
از آنجایی که شیطان دیگر آنجا نبود، ابر تاریک ناپدید شد. آسمان و زمین به خود زحمت ندادند قوانینی که سرکش شده بودند را مجازات کنند. آنها انرژی خود را ذخیره کرده و اجازه دادند دنیا بهای آن نبرد را بپردازد.
منطقه کم¬کم به هارمونی جدیدی دست یافت. قوانین آسمان و زمین نتوانستند تمام معانی حقیقی جهش یافته را از بین ببرند، اما موفق شدند اراده سرکش را نابود کنند.
بخشی از قوانین جهش یافته به ماهیت قبلی خود برنگشتند بلکه فقط از مبارزه با آسمان و زمین دست کشیدند. برخی از تخته¬سنگ¬ها همچنان در آسمان شناور باقی ماندند، هوا زمین را پوشاند و استخرهای کوچک آسمان را پر کردند.
نوآ پس از مرور اتفاقاتی که با فعال کردن تکنیک دزد ارشد اتفاق افتاده بودند، در ذهنش آهی کشید: -"بهنظر میاد که نمی¬تونم راه آسون به دست آوردن این قدرت رو طی کنم."
در تئوری، تکنیک دزد ارشد می¬توانست هر قدرتی را تا زمانی که صاحبش لیاقت آن را نداشت، بدزدد. نوآ حتی به¬شدت معتقد بود که در نهایت می¬تواند استفاده از آن قوانین آشفته را نیز یاد بگیرد.
آن تکنیک همه شرایط لازم برای اجرای صحیح را داشت، اما به هر حال شکست خورد.
با این¬حال، نوآ حین آن رَویه موفق شده بود چیزی در مورد آن قوانین آشفته بفهمد. او اراده عظیمی که بافت آنها را تسخیر و اعمالشان را هدایت می¬کرد، حس کرده بود.
صاحب آن اراده کاملاً واضح و مشخص بود. نوآ هرگز از یک موجد زنده چیزی به این بزرگی احساس نکرده بود. او درحالی¬که تکنیک دزد ارشد سعی داشت آن توانایی را بدزدد، اراده جهان دیگر را لمس کرده بود.
-"فکر کنم مشکل از تکنیک دزد ارشد نیست."
نوآ در نهایت نتیجه گرفت: -"من فقط نمی¬تونم اراده¬ای رو که درونم جاری میشه، تحمل کنم، به همین سادگی."
این نتیجه کمی نوآ را ناامید کرد، اما او روحیه مسرور خود را هم نمی-توانست نادیده بگیرد. او در آن نبرد کوتاه چیزهای زیادی در مورد شیاطین یاد گرفته و حتی پروژههای جدیدی هم برای پیگیری پیدا کرده بود.
توانایی¬های نوآ تا آن زمان برای مدتی یکسان باقی¬مانده بودند. پیشرفت از وضعیت فعلی وی دشوار بود، مخصوصاً اینکه او زمان زیادی را صرف تکمیل سبک نبرد خود کرده بود.
او همچنین منبع مناسبی برای الهام نداشت. نوآ حالا در رتبه هشتم قرار داشت، ب...
کتابهای تصادفی

