تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1649
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1649: کوسه¬ها
نوآ احساس می¬کرد که دانش گسترده¬اش در زمینه جانوران جادویی در برابر کوسه¬ها بی¬فایده است. او قبلاً موجوداتی با تواناییهای ذاتی متعدد دیده بود و همچنین راجع به گونههای نادری که میتوانستند اشتهایشان را نادیده بگیرند، می¬دانست. با این¬حال، همهچيز آنجا عجیب به¬نظر می¬رسید.
-"این کار رو عمداً انجام میدن؟"
نوآ با خود فکر کرد:
-"یعنی می¬خوان جهش¬ها رو برای تکامل گونه¬شون تقویت کنند."
شاه الباس بدون اینکه چشمانش را از کوسه¬ها جدا کند زمزمه کرد: «یه چیزی به من بده.»
نوآ پاسخ داد: «نمیدونم. اونها دارن توانایی¬های جدیدی رو از طریق قوانین آشفته توسعه میدن. گونه¬شون احتمالاً اول خیلی ساده و ابتدایی بوده. توانایی ذاتی اونها بهشون این شانس رو داده که بدون از هم پاشیدن دگرگون بشن.»
هرالد پرسید: «این چه جوری ما رو درگیر می¬کنه؟ آسمان و زمین احتمالاً از ما می¬خوان که از شر شیاطین خلاص بشیم. بنابراین جونورای جادویی رو به حال خودشون بذاریم.»
نوآ توضیح داد: «این کوسه¬ها می¬تونن از جهش¬ها بهره¬مند بشن.
بهدست آوردن چندتا توانایی جدید باید برای شروع یه مصیبت کافی می¬بود. این واقعیت که اونها هنوز اینجان ممکنه دردسرساز باشه.»
هرالد غرغر کرد: «این مشکل آسمون و زمینه. اونها باید مصیبت شدیدتری می¬فرستادن.»
«من نمی¬دونم اونها همون توانایی دردسرساز شیاطین رو توسعه دادن یا نه.» نوآ آهی کشید: «اگه اینطور باشه این موضوع که چرا اونها اثرات منفی جهش رو ندارن، توضیح میده.»
گروه بالاخره منظور او را فهمیدند.
کوسه¬ها ممکن بود در برابر قوانین آسمان و زمین مقاومت کنند و این موضوع، آنها را در میان اهداف ارشدان قرار می¬داد.
آلتیا اضافه کرد: «یک گونه با پتانسیل بی¬حد و حصر همچنین می¬تونه به سازمان¬های ما آسیب برسونه. میتونن اینقدر قوی بشن که کل سرزمین¬های بالایی را تصرف کنند.»
ویلفرد خندید: «واو این منظره¬ی باحالی رو تشکیل نمیده؟»
نوآ بخشی از آن مکالمه را نادیده گرفت.
پس از توضیحاتش، افکار عجیبی ذهنش را تسخیر کرده بودند.
در تئوری، قوانین آشفته چیزی جز قدرت نبودند. آنها میتوانستند ماده را مجبور به تغییر شکل و از ماهیت اصلی خود دور کنند، اما این فقط یک اثر جانبیِ اراده¬ای بود که داشتند.
با این¬حال، آن عارضه¬ی جانبی به کوسه¬ها اجازه داده بود تا از محدودیت¬های ذاتی خود رها شده و گونه¬های خود را تکامل دهند. آن موجودات می¬توانستند از آن قدرت بهرهمند شده و برای رسیدن به قله سرزمین¬های جاودانه تلاش کنند.
نوآ حین اینکه دعوا شروع می¬شد با خود فکر کرد: -"من...