فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1650

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1650: طاقت فرسا

- اون می‌تونست از طریق دنیای تاریک ببینه!

نوآ در حالی که توده‌های ماده تاریک بدنش را می‌پوشاندند، در ذهنش فریاد زد.

فریاد جیغ مانند کوسه حمله صوتی بود که می‌توانست به نوآ و پادشاه الباس آسیب برساند، اما دو ارشد به سرعت اقدامات متقابلی انجام دادند.

ماده تاریک آن صدای دردناک را متوقف کرد و به نوآ فرصت انجام ضدحمله داد. همراهانش به سرعت از بدنش بیرون آمده و ریشه‌های سیاه نیز روی لایه دفاعی مشکی روییدند.

نور طلایی رنگ از گوش‌های پادشاه الباس بیرون زد تا تا چلوی حمله صوتی را بگیرد. یک سری رون نیز روی بدنش ظاهر شدند تا سپری ایجاد کنند که کاملاً با بدن او مطابقت داشت. یک نیزه آتشین هم از حلقه فضایی‌اش خارج شد و روی دستانش فرود آمد.

آن‌ها آیتم‌های حکاکی شده در رده میانی بودند، اما قدرتشان ناپایدار به نظر می‌رسید. بسته به تعداد شعله‌هایی که پادشاه الباس ایجاد می‌کرد، بالا و پایین می‌شد.

نوآ نگاه کنجکاوانه‌ای به آیتم‌های حکاکی شده پادشاه الباس انداخت، اما کوسه رده بالایی به سرعت توجه او را به خود جلب کرد. آن موجود دمش را تکان داد و گردبادی ایجاد کرد که به نوآ اصابت نمود.

- توانایی ذاتی عنصر باد!

نوآ قبل از حمله به سمت جلو، در ذهنش فریاد زد.

بادهای خشمگینی که به سمت بدنش در حال حرکت بودند، وقتی وارد محدوده انگل شدند درهم شکستند. هاله خورنده آن می‌توانست حمله را قبل از رسیدن به لایه ماده تاریک، پراکنده کند.

پادشاه الباس نیزه‌اش را تکان داد و دنباله‌ای از شعله‌های طلایی به سمت جلو شلیک شد. شعله آتش شکل یک تیر غول‌پیکر را به خود‌ گرفت و به محض تماس با کوسه، منفجر شد.

موجود به سمت پادشاه الباس چرخید، اما ناگهان بریدگی روی یکی از باله‌هایش ظاهر شد. اسنور سپس جانور را گاز گرفت و آن را با ماده تاریک خشنش پوشاند.

اسنور قبل از اینکه نوآ بر سر موجود فرود بیاید، بدنش را دور بدن کوسه پیچید. ریشه‌هایی که دور پاهایش پیچیده بودند جراحات عمیقی ایجاد کردند و شمشیر شیطانی خیلی زود پوستش را لمس کرد.

هنگامی که نوآ تیغه را به سمت پایین فشار داد، موجی از تیزی منطقه را فرا گرفت. شمشیر شیطانی پوست کوسه را از هم درید، اما نتوانست خیلی عمقی وارد شود.

قبل از اینکه انفجاری در آن منطقه به صدا درآید، درخشش لاجوردی رنگی پوست کوسه را فرا گرفت. نوآ ناگهان خود را در دوردست پی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی