فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1651

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1651 – تغییر

بقیه گروه نوآ در حاشیه باقی نماندند. ارشدان دیگر موقع حمله کوسه رده بالایی به نبرد پیوستند و به سرعت به زیردستان متعدد رسیدگی کردند.

ارشدان تیم‌های دیگر فقط نمی‌خواستند به آن دو نفر کمک کنند. آن‌ها همچنین مایل به تجربه شرایط ایجاد شده توسط شیطان بودند.

ماموریت آسمان و زمین احتمالاً آن موجودات را به‌عنوان اهداف اولیه می‌دید، بنابراین گروه می‌بایست نحوه مبارزه با آن‌ها را یاد می‌گرفت. ساختار وجود آن‌ها پدیده عجیبی بود که باید نحوه مقابله با آن را می‌آموختند.

گروه قبل از تمرکز روی شیاطین، دسته را شکست دادند. نوآ و پادشاه الباس از آنجایی که قبلا یکی از آن موجودات را اسیر کرده بودند، هیچ علاقه‌ای به آن‌ها نداشتند، بنابراین خود را به تماشای مبارزه محدود کردند.

آن دو نفر از آن فرصت استفاده کردند تا یک مکالمه مخفیانه داشته باشند. مشکلی نداشتند که در مورد آن موضوعات با همراهان خود نیز صحبت کنند، اما نوآ می‌خواست که ارشدان تیم‌های دیگر از آن موضوعات بی‌خبر بمانند.

«چرا شیطان رو می‌خوای؟» پادشاه الباس پرسید. «تو منو می‌شناسی. نمی‌تونم کنجکاویم رو کنترل کنم، اما تو فرق داری. تو به انرژی اونا احتیاج نداری چون جانوران جادویی دردسر کمتری دارن. من دارم چی رو از دست می‌دم؟»

نوآ و پادشاه الباس روی زمین بودند و چشمانشان به آسمان بود تا نبرد را بررسی کنند. با این حال، توجه‌شان خیلی زود به مکالمه خودشان جلب شد.

«ممکنه یکم دیوونه کننده به نظر برسه.» نوآ زمزمه کرد.

«این خیلی تعجب آور نیست.» پادشاه الباس نظر داد.

«تو می‌دونی که من نمی‌تونم جاه طلبیم رو سرکوب کنم.» نوآ آشکار کرد. «من باید هر مسیری رو که می‌تونه به من قدرت بیشتری بده کشف کنم.»

«چطور تا حالا نتونستم اینو بفهمم؟» پادشاه الباس غرغر کرد. «چی توی ذهنت داری؟»

«قوانین آشفته‌ای که شیطان‌ها حمل می‌کنن، قدرت تغییر رو نشون می‌ده.» نوآ توضیح داد. «با این حال، این انرژی یه مسیر روشن نداره. فقط به سادگی همه چیز رو به طور تصادفی تغییر می‌ده.»

پادشاه الباس احمق نبود. در واقع، او یکی از باهوش‌ترین ارشدان در کل سرزمین بود، به‌ویژه وقتی بحث اختراع آیتم‌های حکاکی شده و روش‌های آموزشی در میان بود.

او بلافاصله می‌توانست بفهمد که توضیح نوآ به کجا می‌رفت. به هر حال، پادشاه الباس نیز جاه طلبی‌اش را مطالعه کرده بود، بنابراین می‌توانست هم‌افزایی بین این دو انرژی را تصور کند.

«این خیلی احمقانه‌تر از چیزیه که انتظار داشتم!» پادشاه الباس فریاد زد، اما نوآ از امواج ذهنی‌اش استفاده کرد تا صدای ارشد را مهار کند. «تو خودت موجودیتت رو برا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی