تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1663
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1663. متوسط
یک هاله سفید کورکننده از موقعیت آتو پخش شد و در دنیای تاریک گسترش یافت.
این اقدام آتو مانند سرطان در تکنیک نوآ گسترش یافت و جریانهای ماده تاریک را سرکوب و از بین برد.
با ترک برداشتن دنیای تاریک، نوآ با تعجب از خود پرسید: «اینم مثل قدیس شمشیرزنه؟»
در تئوری، قدرت ماده تاریک سطح مرحله مایع را لمس کرده بود و به صورت عادی میتوانست تهذیبکنندگان در سطح مایع را سرکوب کند، البته این فقط تئوری است و از نظر کیفیت متفاوت است.
تهذیب کنندگان مرحله مایع به لحاظ کیفی به «نفس» بهتری دسترسی داشتند. مقدار قدرت حمل شده توسط هر دو آنها تقریباً یکسان است، اما با کیفیت بسیار متفاوت.
ماده تاریک چگالتر است، اما «نفس» تهذیب کننده سطح مایع ساختار برتر دارد.
متخصصانی در سطح قدیس شمشیر میتوانند با تکیه بر آن کیفیت، بر دنیای تاریک نوآ چیره شوند و این تکنیک را با تخلیه عظیمی از انرژی نابود سازند.
سطح قدرت نوآ باعث شده بود دیگر تهذیب کنندگان سطح گازی را بهعنوان حریفانی شایسته نبیند و این فقط به تهذیب کنندگان سطح گازی محدود نبود و در برخورد با تهذیب کنندگان مایع هم این برخورد و رویکرد را داشت.
اینکه تنها نابغه در جهان را نوآ بدانیم، اشتباه است؛ به هر حال همیشه تهذیب کنندگانی پیدا میشوند که از نظر قدرت نبرد بسیار بالاتر از میانگین باشند. قدیس شمشیر یکی از آنها بود و به نظر میرسید که آتو نیز در نزدیکی آن قلمرو ایستاده است.
ترکهایی به نور سفید همچنان در سرتاسر جهان تاریک پخش میشدند. نوآ سعی کرد با شعلههای آتش خود جلوی آنها را بگیرد، اما انرژی آزاد شده شدیدتر از توان نوآ بود.
جهان تاریک نمیتوانست آن نور را سرکوب کند، حتی تلاشهایی برای کاهش سرعت گسترش آن هاله انجام داد اما به نتایج مناسبی دست نیافت.
نوآ در ذهنش گفت: -برای مقابله با این شمشیر نفرین شده لازمه.
نوآ قصد داشت از شمشیر نفرین شده استفاده کند، اکنون بدنش ضربات و بهایی که شمشیر نفرین شده میطلبید را بهتر تحمل میکرد، اما همچنان ترجیح میداد کورکورانه از آن استفاده نکند؛ دلیل سادهای داشت، او نمیخواست قبل از حریفش به حد توانایی ذهنی خود برسد.
نوآ قبل از اینکه دستش را بلند کند با خودش گفت: -بذار ببینم این کار جواب میده یا نه.
کف دستش را به سمت هوایی که حالت جامد به خود گرفته بود، گرفت و شکافهایی از لبههای آن پخش شد. به خلأ ارتباط گرفته بود، اما نوآ اجازه نداد دستش وارد آن قلمرو شود.
هاله او بلافاصله به داخل آن لایه محکمی ...
کتابهای تصادفی

