تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1669
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1669 - 1669. پارانویا
اعلام رهبران چهارگانه نوآ را مردد کرد. او پذیرایی از آنها را پذیرفت و آنها را در داخل ساختمانهایی که برای اسکان ارشدان قدرتمند بود دنبال کرد.
هرالد تمام مدت با نوآ بود، اما ارشد حتی زمانی که این دو نفر وارد لانه دشمنان احتمالی شدند، توانست آرام بماند.
در تئوری بهتر بود قبل از پرسیدن سوال حمله کنیم. به دست آوردن دست برتر بر آن بومیان، به نوآ و هرالد این فرصت را میداد تا مقاصد واقعیشان را درک کنند. علاوه بر این، آنها را در موقعیت مطلوبی قرار میداد زیرا آنها در وسط آرایههای دفاعی متعدد قرار نمیگیرند.
دلبرت در حالی که شراب قوی میریخت و فنجانهایی را برای نوآ و هرالد تقدیم میکرد، پرسید: «چرا اینقدر مشتاق بودی که بپرسی ما به آسمان و زمین تعلق داریم؟»
نوآ هنوز احساس میکرد که به دلیل تکنیک حرکتی جدیدش میتواند کمی سرسخت باشد، اما به هر حال تشخیص مقاصد واقعی رهبردشوار بود.
او نمیتوانست جلوی پارانویا را بگیرد. آسمان و زمین بیش از حد قدرتمند و تأثیرگذار بودند. همه چیز میتواند متعلق به طرحی باشد که به منظور خلاص شدن از شر وجود مخالف نظام آنها است.
نوآ در حالی که واکنش رهبر را بررسی میکرد، پاسخ داد: «چون من پیروان آسمان و زمین رو میکشم.»
دلبرت خندهای ضعیف کرد. یکی از زنها به نام دلیا از او تقلید کرد و دو نفر دیگر چشمانشان را گشاد کردند. دو ارشد از اینکه یک موجود مرحله گازی میتواند در مورد چنین موضوع پیچیدهای چنین گستاخی کند، متعجب شدند.
آیریس یکی از زنان پرسید: «اگه پاسخ ما متفاوت بود به ما حمله میکردی؟»
نوآ خندید: «البته، من تمام دریاچه و همه ساکنان اون رو نابود میکردم. قصد دارم این طرف سرزمینهای فانی رو از آسمان و زمین نجات بدم.»
موریا، آخرین رهبر، پرسید: «اصلا چطور میتونی اینجوری صحبت کنی در حالی که قدرتت به سختی شرایط تأثیرگذاری روی این جهان رو داره؟»
نوآ با لحنی سرد گفت: «اگه اشکالی نداره، با کمال میل بهتون نشون میدم. به هر حال من به دنبال کنندههای بیشتری نیاز دارم. هنوز نمیتونم تمام دنیا رو به خودی خود خراب کنم.»
هرالد وقتی در مورد سازمان نوآ شنید، سرفه کرد. او اکنون آزاد بود، اما روشهای استخدام نوآ را آزمایش کرده بو...
کتابهای تصادفی
