تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1670
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1670 - 1670. نام
نوآ و موریا به دو طرف محوطه تمرین رفتند. هرالد و رهبران دیگر در کنارهها، نزدیک دیوارهای سیاه باقی ماندند، اما همچنان طلسمهای دفاعی را فعال کردند تا برای تبادلات قریبالوقوع آماده شوند.
موریا فریاد زد: «منتظر چی هستی، من اولین کسی نیستم که به یه موجود مرحله گازی حمله میکنه.»
نوآ قبل از تکان دادن دستش فکر کرد - چقدر باید پنهون کنم؟
سیلی از ضربات از انگشتانش بیرون آمد. با این حال، حملات در حالی که به سمت هدف خود پرواز میکردند، به فردیتها تبدیل میشدند. تیزی نوآ نیز تشدید شد و محوطه تمرین را پر کرد و محیطی را ایجاد کرد که ضربات او به اوج خود برسد.
فردیتها رهبران را شگفت زده کردند. ضربههای نوآ حملات عجیب و غریبی بود که ساختار عجیبی داشت. آنها خالی بهنظر میرسیدند، اما حاوی قانون گسترده نوآ بودند.
رهبران در آن منظره احساس عجیبی داشتند. آنها میتوانستند احساس کنند که قانون نوآ تنها حاوی وضوح نیست. دارای جزئیات متعددی بود که در آن تبادل کوتاه نمیتوانستند بفهمند.
این واقعیت که نوآ به رتبه هشتم رسیده بود، حتی با اینکه قانون اون اینقدر پیچیده بود، نشان دهنده استعداد او بود. همه میدانستند که سفر تهذیب چقدر دشوار است، بنابراین نوآ بلافاصله در نظر آنها نابغه شد.
موریا مجبور شد یک طلسم دفاعی را برای جلوگیری از فردیتها به کار گیرد. او انگشتانش را به هم زد و یک سری جرقه در جلوی حملات ظاهر شد. بهنظر میرسید که او میتواند آنها را مستقیماً در جلوی خطوط برش ایجاد کند، و یک انفجار مهیب به دنبال ضربهای بود.
جرقهها جلوی فردیتها را قبل از پراکنده شدن در منطقه تمرین گرفتند. فلز سیاه انرژی را که به سمت آنها جریان مییافت جذب کرد و صلح به میدان جنگ بازگشت.
موریا نظر داد: «لایق مرحله گازی هستی. اما من نمیدونم که چطور امیدوار بودی با این قدرت کوچیک همه ما رو شکست بدی. ما لیگهایی بالاتر از تو هستیم.»
نوآ قبل از خم شدن به جلو در ذهنش آهی کشید - مطمئناً دوست داره مسخره کنه.
پیکر او ناگهان ناپدید شد. نوآ از تکنیک حرکتی جدید خود استفاده نکرد. قدرت محض تخلیه شده توسط پاهای او کافی بود تا او را از حواس ارشد ناپدید کنه.
پیکر نوآ دوباره در بالای موریا ظاهر شد. او پای خود را به سمت پایین برد و فردیت مستقیمی را پرتاب کرد که به سمت حریفش افتاد.
موریا موفق شده بود نوآ ...
کتابهای تصادفی


