تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1668
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1668 - 1668. عجله کن
هرالد از نوآ پیروی کرد بدون اینکه شکایتی کند. ارشد ارزش نوآ را تشخیص داده بود، بنابراین حاضر بود ببیند وجود او به کجا میانجامد.
نوآ چیزی در ذهن نداشت. او فقط نقشه را به سمت دریاچه شناور بعدی دنبال میکرد. همه چیز دیگر بستگی به آنچه او در مقصد خود پیدا میکرد داشت.
این دو، سالها پرواز کردند تا اینکه به مقصد سوم خود رسیدند. آنها طبق معمول از شیطان و کوسهها دوری میکردند، اما مناظری که پس از یافتن هدف خود پیدا کردند، آنها را ناامید کرد.
نوآ و هرالد دریاچهای شناور پیدا کردند، اما ساختار آن فرو ریخته بود. آیتم حکاکی شده و آب تکهتکه بود. معلوم بود که چیزی یا شخصی به آن دفاع حمله کرده و در نبرد پیروز شده است.
این دو باز هم داخل ساختار شکسته را بررسی کردند، اما چیز جالبی پیدا نکردند. مهاجمان حتی حلقههای فضایی ارشدان در جریان حمله را منهدم کرده بودند. فضا خالی بود.
نوآ پس از تأیید خالی بودن دریاچه شناور شکسته دستور داد: «بریم.»
هرالد فقط میتوانست به دستوراتش متعهد باشد. او هنوز خود را برده تصور میکرد، اما بخشی از او خوشحال بود که نوآ مسئول آن مأموریت بود.
نوآ آشکارا در تلاش بود تا نقشهای علیه آسمان و زمین بیافریند و پیروزیهای اخیر او را به موجود کامل برای انجام وظیفه تبدیل کرد. هرالد برای اولین بار در دوران به لطف او آسمان تاریکی را دیده بود، و او آن صحنه را فراموش نمیکرد.
دوتایی به پرواز ادامه دادند. نوآ مجبور بود هر از گاهی اوقات، استراحتهای معمول خود را انجام دهد، زیرا او مدتها بود که هر گونه محافظت در برابر آسمان سفید را کنار گذاشته بود. ذهن او دائما تحت فشار بود، اما در نهایت به آن درد عادت کرده بود.
با این حال، او نیاز داشت که هر چند سال یک بار استرس را از بین ببرد. ذهن نوآ واقعاً به آن درمان نیاز نداشت، اما در نهایت فقط به نفع مرکز قدرت بود. سرمایهگذاری چند سال در آن فرآیند برای موجود رتبه 8 مسئلهای نبود.
استراحت به نوآ و هرالد فرصت داد تا روی پروژههای خود تمرکز کنند. نوآ از نیات زیردست خود بیخبر بود، اما آزمایشهای زیادی برای تکمیل داشت. وقت نداشت به یک ارشد فکر کند که قبلاً او ر...
کتابهای تصادفی
