تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1674
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1674: روش
نوآ تکهای از انرژی قرمز تیره شیاطین را از آیتم حکاکی شده پادشاه الباس گرفت. او تا به حال بر روی آن مواد طلایی تکیه کرده بود تا قوانین آشفته را در بر بگیرد، اما در نهایت آزمایشات فراوان او باعث شده بود آنها قدرتشان را از دست بدهند.
او مدت زیادی از دوستانش دور شده بود. نوآ میخواست دوباره به آنها بپیوندد، اما وضعیت هنوز به او اجازه انجام این کار را نمیداد. او در ابتدا پروژهای داشت که باید تکمیل میکرد.
نوآ در حین باز کردن قفل آیتمهای حکاکی شده طلایی آهی کشید: - من همیشه کارهای خطرناکی انجام میدم.
نوآ کاملاً بیپروا نبود. آسمان و زمین هیچ فرصتی به او نمیدادند. او باید پروژه را تمام میکرد، وگرنه برای همیشه در ترس از مجازاتهای احتمالی آنها زندگی میکرد.
جاهطلبی او هرگز نتوانسته بود به قوانین آشفته هدفی بدهد، اما نوآ میخواست اکنون روش جدیدی را امتحان کند. او از موجودیت خود برای تغییر این قدرت استفاده نمیکرد. او میخواست با اراده دنیای دیگری ارتباط برقرار کند و ببیند آیا میتواند از آنجا کار کند یا خیر.
طولی نکشید که درخشش قرمز تیرهای روی صورتش درخشید. نوآ دید که آیتم حکاکی شده پادشاه الباس از هم پاشید و به مواد مختلفی تبدیل شد، زیرا قوانین آشفته بر ساختار آن تأثیر گذاشته بود. حتی منطقه تمرینی او نیز تغییراتی را تجربه کرد، اما ماده تاریک توانست از او محافظت کند.
تودهای از امواج ذهنی از ذهن نوآ خارج شد و انرژی قرمز تیره را در بر گرفت. افکار او با ایجاد تغییر در قوانین آشفته دگرگون شد، اما حضور ضعیفی نیز در آگاهی او ظاهر شد.
نوآ قبلاً آن حضور را احساس کرده بود. هر زمان که قوانین آشفته سعی میکردند وجود او را به هم بزنند، آنجا بود. اراده دنیای دیگر آن قدرت را پر کرد و هر مادهای را مجبور به فرار از سیستم آسمان و زمین کرد.
اراده دنیای دیگر تودهای از افکار خشمگین بود. آنها خشن نبودند، اما نفرت عمیق آن را، نسبت به قوانین متعلق به آسمان و زمین حمل میکردند.
نوآ در حالی که سیاهچاله جایگزین ماده تاریکی شد که طعمه تغییرات شده بود، در ذهنش زمزمه کرد: - یه چیزی بهم نشون بده امیدوارم فقط عصبانی نباشی.
نوآ نمیدانست چگونه با اراده دنیای دیگر ارتباط برقرار کند. او نمیدانست که آیا کلمات جواب میدهند یا خیر، اما در حال حاضر هیچ چیز دیگری برای ارائه نداشت.
اراده به افکار او واکنشی نشان نداد. بدون توجه به خواستههای نوآ، به تخصیص دادن اهداف خود به قوانین آشفته ادامه داد. حتی بهنظر ...
کتابهای تصادفی



