تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1678
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1678 - عروسکها
نوآ به سطح تهذیب پادشاه الباس اهمیتی نمیداد. او به محض اینکه شکافی در سپر طلایی ایجاد شد، به جلو حمله کرد، اما شیء حکاکی شدهای مسیر او را دوباره مسدود کرد.
پادشاه الباس موجودی به شکل ققنوس غولپیکر احضار کرده بود که با نور طلاییاش منطقه را روشن میکرد. این موجود، پنجههایش را دور بازوهای نوآ پیچید و قوانین آشوبزای اطراف او به نظر نمیرسید که بتوانند با بافت آن مقابله کنند.
پادشاه الباس زمان زیادی را صرف مطالعه شیاطین کرده بود. او بیشتر ساختههای خود را بر اساس آن موجودات تطبیق داده بود و این موجودات در طرف دیگر سرزمینهای جاودانه به شدت مؤثر واقع شده بودند و در برابر نوآ نیز کاملاً مؤثر بودند.
ارشد همچنین به جاهطلبی نوآ تن داده بود. او برخلاف حریفان قبلی نوآ، با تأثیرات آن مبارزه نمیکرد و به همین دلیل، موجود احضاری تحت تأثیر آن بهبود یافته بود.
ققنوس بزرگتر شد. درخشندگی شعلههای طلایی به قدری زیاد شد که به تابش سوزانی تبدیل شد که حریفان نزدیکش را میسوزاند.
پنجههای موجود نیز کشیده شدند تا بتوانند کل بدن نوآ را بپوشانند. ققنوس لایه قوانین آشوبزای اطراف او را سوراخ کرد، اما زمانی که ماده تاریک او را لمس کرد، نیرویِ کششی شروع به تأثیر بر آن کرد.
ققنوس در حالی که ماده تاریک نوآ آن را به درون بدنش میکشید، فریادهای ناامیدکنندهای زد. چشمان پادشاه الباس از این منظره گشاد شد. او بیشتر تواناییهای نوآ را میدانست، اما هرگز چنین تکنیک عجیبی را ندیده بود.
موجود احضاری ناپدید شد و لبخند سردی بر چهره نوآ نقش بست. سپس پیش از اینکه دوباره به تهاجم بیپروا علیه دوستش ادامه دهد خندهای دیوانهوار از دهانش بیرون آمد.
عزم جنگی پادشاه الباس شدت گرفت. نوآ دوست او بود، اما همیشه یک رقابت خاموش بین آنها وجود داشت. این نبرد میتوانست ثابت کند که بهترین نابغه از دنیای آنها کیست.
نوآ ابری سیاه از دهانش خارج کرد که ویژگیهای مختلفی پیدا کرد. بخشی از آن گاز به شعله تبدیل شد، در حالی که تودههای سیاه دیگر به تیغههایی تبدیل شدند که به سوی شاه الباس شلیک شدند.
انگشتان او نیز کشیده شدند تا به شمشیرهای تیز تبدیل شوند. نوآ به تعریفی از یک هیولا در آن شکل تبدیل شده بود و شاه الباس نمیتوانست نسبت به آن منظره جدی نباشد.
دریایی از شعلهها از پیکر شاه الباس پخش شد. کنجکاوی او محیط را پر کرده و به بررسی آرزوهای نوآ پرداخت. او یک برگ برنده علیه دوستش داشت، اما نمیدانست بعد از این جهشها چقدر قابل استفاده است.
...کتابهای تصادفی


