تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1679
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1679 - کنجکاوی
نوآ به یک شیطان بلند قامت و سیاه تبدیل شد. نفوذش شدت گرفت و به قلمروهای دیگر نفوذ کرد و حتی هالههای چهار تهذیبگر مرحله جامد را نیز سوراخ کرد.
شاه الباس همچنان در حال ایجاد دفاعها و آیتمهای نقشدار برای آماده شدن برای برخورد قریبالوقوع بود، اما ناگهان سایهای از کنار او عبور کرد.
نوآ هنوز از جذب انرژی محیط دست نکشیده بود، اما نیروی عظیمی به بدنش برخورد کرد و او را به زمین انداخت.
ردی از قوانین آشوب از بدنش جدا شد و خط سیاهی ایجاد کرد که محل قبلیاش را به چالهای که در اثر برخورد حفر شده بود، متصل کرد. با این حال، آن انرژی پس از اینکه ویلفرد چندین بار به هوا مشت زد، پراکنده شد.
شاه الباس با تحقیر گفت: «نیازی به کمک نداشتم.»
ویلفرد بدون اینکه چشمانش را از چاله در زمین بردارد پاسخ داد: «من کمکت نمیکنم، میدونی چه بلایی سرش اومده؟»
شاه الباس در حالی که به دورگه نزدیک میشد توضیح داد: «این فقط یکی از آزمایشهای دیوانهوارشه، شک دارم که قوانین آشوبی اطرافش مثل پیله عمل میکنن. اون به وضوح در حال تغییره، اما نمیدونم زمان کافی داره یا نه.»
شیطان الهی در حالی که به گروه ملحق میشد پرسید: «پس چیکار کنیم؟»
شاه الباس ادامه داد: «سرکوب کردنش غیرممکنه، باید وقتی به هوش اومد کتکش بزنیم.»
ویلفرد در حالی که قولنج انگشتانش را میشکست خندید. «از این نقشه خوشم میاد.»
شیطان الهی اضافه کرد: «منم کمک میکنم.»
شاه الباس در حالی که شیطان الهی را متوقف میکرد گفت: «بهتره عقب بمونی، قانون تو برای این مبارزه مناسب نیست. در نهایت با نوآ تا سر حد مرگ میجنگی.»
شیطان الهی میخواست اعتراض کند، اما حرفهای شاه الباس منطقی بود. او با تحقیر ناله کرد و آهی از دهانش خارج نمود و دوباره به اعضای دیگر تیمش پیوست و در نبردهایشان کمک کرد.
زمین اطراف چاله سیاه شد زیرا آرزوی نوآ از میان بدنش نفوذ کرده بود. زمینهای کل منطقه به سرعت به یک آلیاژ سخت تبدیل شدند که به نظر میرسید قادر به دفع حملاتی باشد که شامل «نفس» بودند.
خندهای دیوانهواری از چاله برخاست و در آسمان پخش شد. نوآ از چاله بیرون آمد و به دو ارشد در آسمان خیره شد و لبخندش گسترش یافت. دو حفره در جایی که باید چشمهایش میبود، ظاهر شده بودند.
شاه الباس نیزهاش را به سمت نوآ پرتاب کرد و پرتو تیز و طلاییرنگی رها کرد. حمله در یک لحظه به هدفش رسید، اما دریای سیاهی قبل از اینکه به نوآ برسد، روی زمین گسترده شد.
نسخهای خشونتآمیز از دنیای تاری...
کتابهای تصادفی


