تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1695
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1695 - 1695. شکست
نوآ و نایت از قبل شروع به تکمیل فرآیند قطع قوانین آسمان و زمین کرده بودند. ماده تاریک و عدم وجود انسداد خارجی نیز به این دو اجازه داد تا به سرعت و بدون وقفه کار کستور را تمام کنند.
انرژی جهش یافته، قطع و آزاد شده توسط بدن کستور از ماده تاریک جریان یافت و وارد سیاهچاله شد. نوآ هیچ قصدی برای ایجاد زیردست دیگر نداشت. او فقط قدرت تهذیبگر را برای رفع گرسنگی میخواست.
حس آرامش به طور موقت نوآ را پر کرد. گرسنگی او برای یک لحظه ناپدید شد، اما شکست یک مرحله محکم دیگر تهذیبگر، جاه طلبی او را تشدید کرد.
آن رویداد جنبههای مختلف قانونش را تقویت کرد. غرورش تشدید شد و گرسنگی او را به دنبال داشت. این احساس که نوآ به تازگی حس کرد، با پخش شدن هاله از تکنیکش قویتر از همیشه بازگشت.
دنیای تاریک سرانجام پراکنده شد، اما آسمان به آن رویداد واکنشی نشان نداد. کستور مرده بود و قانون او از آسمان و زمین خارج شده بود. آن حاکمان نمیتوانستند ارشد را زنده کنند، زیرا دیگر مالک وجود او نبودند.
نور سفید دوباره بر نوآ تابید. قبل از اینکه آه عمیقی بکشد به آسمان نگاه کرد. او تقریباً توانسته بود بر آن ساختار عظیم تأثیر بگذارد، اما سطح تهذیب او همچنان پایین بود.
نگاهی به میدان نبرد که در آن موجودات رده 9 در حال نبرد بودند، جایگاه نوآ را به یادش آورد. او تقریباً رسیده بود، اما هنوز باید چند قدم به جلو بر میداشت.
نوآ نتوانست چیز زیادی در میدان جنگ ببیند. نور سفید منطقه را پر کرد و مانع از هرگونه تلاش برای فهمیدن اینکه کدام طرف برنده است، میشد. قدرت آزاد شده در آن نقطه برای حواس او بسیار شدید بود.
نوآ پیش از آنکه به سوی یارانش برگردد، فکر کرد:
- به زودی.
ویلفرد و شیطان آسمانی نیز به میدان نبرد با سه موجود درجه 9 نگاه میکردند و در چشمانشان همان احساساتی بود که در چهره نوآ طلوع کرده بود. آنها میخواستند به آن مبارزه بپیوندند، اما سطح تهذیب آنها برای آن قلمرو آماده نبود.
این سه نفر در نهایت به میدان جنگ دیگر نگاه کردند. در حالی که نوآ از کستور مراقبت میکرد ربکا هنوز زنده بود، اما بارها مرده بود.
ورود رابرت ترازوی نبرد را به نفع گروه پادشاه الباس تغییر داد، اما ارشد هنوز بر وجود جدیدش مسلط ...
کتابهای تصادفی

