تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1697
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1697. ارتش
پیدا کردن هارولد سخت¬تر از آن بود که انتظار داشتند؛ برای این کار پادشاه الباس و شیطان الهی مجبور شدند، همکاری کنند.
در نهایت معلوم شد که هارولد به مناطق طوفانی رفته و یافتن محل دقیق او از این فاصله امکان¬پذیر نیست.
وضعیت خطرناکی بود، و نوآ نمی¬توانست بدون غیبگویی تصمیم بگیرد و دستوراتش را ابلاغ کند.
از این گذشته هدر دادن زمان فقط ریسک کار را بیشتر می¬کرد و نوآ نمی-خواست با موجودات رتبه نهم ملاقات کند، حداقل نه به این زودی.
همه این شرایط باعث شده بود سرعت گروه کم شود، زیرا در صورت جلب توجه آسمان و زمین نقشه¬هایشان شکست می¬خورد.
نوآ و رابرت باید مناطق جهشیافته را گسترش می¬دادند و پادشاه الباس هم به ابداع روشی برای مسدودسازی نور سفید مشغول شد.
نوآ میتوانست به آن بخش هم رسیدگی کند، اما ترجیح داد جاهطلبی خود را صرف همراهانش کند، در نتیجه پادشاه الباس و دیگر افراد مجبور شدند برای مقابله با قدرت آسمان و زمین، خودشان اقدام کنند. اما وجود قانون نوآ به خودی خود می¬توانست در این راه کمک کند و وجود آنها را وادار کند تا از حدشان بگذرند؛ به این شکل می¬توانستند خود واقعیشان را نشان دهند.
سفر در سراسر سرزمین¬های جاودانه به کندی پیش میرفت، اما کسی از این موضوع ناراحت نبود، زیرا پروژههای زیادی در دست داشتند و آمادگی برای نبرد با آسمان و زمین ضروری بود.
در این حین نوآ از خوکی که در کنارش ایستاده بود پرسید: «مطمئنی که می-خوای کارگاه، روت کار و آزمایش انجام بده؟»
فولری فریاد زد: «من از مرگ نمی¬ترسم، اما دوست ندارم عقب بمونم. تو این مأموریت بیش از حد بی¬فایده بودم، و این برام قابل قبول نیست!»
فولری و بقیه گروهش پس از رسیدن نوآ به میدان نبرد، فضا را برای نوآ ترک کرده بودند و از دور دست نبرد را تماشا می¬کردند؛ آنها با دیدن اصلاح کوسه¬ها و بهبود قدرتشان، تمایل داشتند که به هر قیمتی توسط کارگاه اصلاح شوند.
نوآ فولری را بازرسی کرد. این موجود در اصل یک جانور جادویی طبقه متوسط بود که به دلیل جاه¬طلبی¬اش، دریایی آگاهی او، توسعه یافته بود.
این گونه احتمالاً بهخودی خود تکامل خواهد یافت، اما این خوک¬ها اصلاً صبر نداشتند.
نوآ پاسخ داد: «من میتونم تو رو به یک دورگه تبدیل کنم، بنیادت رو تغییر نمیدم. اما پس از پایان روند، شروع یک قانون رو بهت اهدا می¬کنم. با این¬حال، تو باید به تنهایی یک موجودیت رو توسعه بدی.»
کتابهای تصادفی