تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1705
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۰۵ - ۱۷۰۵ . اشکالاتی
هیچ چیز نمیتوانست جلوی نوآ را بگیرد. قدرت محض موجود در بدنش او را قادر میساخت تا با جادوها تطابق پیدا کند. ماده ناپایدار در آن وضعیت تقریباً بیش از حد بود.
بانو فیلیس فقط میتوانست قوانین ضعیفتری علیه نوآ احضار کند. بدن فلزی آنقدر قوی نبود که بتواند مقابله مثل کند و حریفش مطمئن بود که این موضوع را به او یادآوری کند.
نوآ بیامان حمله میکرد. دستانش سینه بانو فیلیس را حفر کرد و گوشت، اندامها و استخوانهایش را از بین برد. خیلی طول نکشید که دستش به طرف دیگر بدنش برسد و یک سوراخ بزرگ ایجاد کند.
نور آسمان و زمین بر پیکر او تابیده شد، اما نوآ به سرعت دنیای تاریک را به کار گرفت تا حریف خود را منزوی کند. با این حال، هر زمان که ماده تاریک سعی میکرد او را در بر بگیرد، یک سری انفجار در بالای پوست بانو فیلیس اتفاق میافتاد و جلو او را میگرفت.
نوآ خود را ناتوان از توقف آسمان و زمین یافت. وجود بانو فیلیس شروع به درخشیدن کرد و تمام تکههای درونش زیر نگاه او اصلاح شد.
- نمیتونم ارتباطشو با زمین و آسمون قطع کنم.
نوآ به سرعت در ذهن خود نتیجه گرفت.
نوآ قبلاً کارایی آیتمهای بانو فیلیس را تأیید کرده بود. آنها میتوانستند با تمام سلاحهای او به جز قوانین آشفتهاش مقابله کنند. ناتوانایی آنها در مقابله با قدرت بدنی او تنها به این دلیل بود که آسمان و زمین نمیتوانستند چنین افزایش شدید قدرتی را پیشبینی کنند.
کشتن بانو فیلیس غیرممکن بود اگر نوآ نمیتوانست ارتباط او را با آسمان و زمین قطع کند. تا زمانی که آثار جاهطلبی او تمام شود، نور به شفای او ادامه خواهد داد.
«آیتمهاتو کجا قایم کردی؟» نوآ پرسید و پوزخند سردی روی صورتش ظاهر شد.
افکار خشونتآمیز ذهنش را پر کرده بود. نوآ میتوانست به راههای بیشماری برای کشتن ارشد فکر کند و سریعترین روش باعث حذف مواردی میشد که دیگر تواناییهایش را متوقف میکردند.
بانو فیلیس در حالی که دستش را روی بازوی نوآ فشار میداد فریاد زد: «یه موجود نمیتونه در برابر قدرت جهان پیروز بشه!»
احساس سرما در پوست نوآ منتشر شد. لکهی تیرهای از دست بانو فیلیس بیرون آمد و سعی کرد بازوی او را بپوشاند. اما قدرت محض موجود در گوشت او این توانایی را سرکوب کرد و از گسترش آن جلوگیری کرد.
«چطور ممکنه؟» بانو فیلیس پرسید، اما صورتش ناگهان بر روی زمین کوبید...