تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1706
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1706-1706. دارای بال
سیاهچاله انرژی کافی جذب کرده بود تا از عوارض جانبی جلوگیری کرده و بیشتر تأثیرات منفی آنها را سرکوب کند. نوآ تنها یک ضعف خفیف احساس میکرد، اما میتوانست به مبارزه به حالت عادی ادامه دهد.
-استفاده دوباره از جاهطلبیام فقط باعث آسیب میشود، نوآ فکر کرد در حالی که توجهش بین بدن و میدان نبردش میچرخید.
سه نفر از تذهیبگران مرحله جامد که در طرف آسمان و زمین باقی مانده بودند، از هیچ وسیله خاصی استفاده نمیکردند. آنها برای مدتی از قوانین ضعیفتری استفاده میکردند، زیرا باید نفوذ نوآ را از هاله مخالفان خود پراکنده می کردند با این حال، قبل از اینکه آنها بتوانند به قدرت واقعی خود تکیه کنند، زمان زیادی طول نمی کشد.
اینکه بانو فیلیس مرده بود بی توجه نبود. ارتش آسمان و زمین میتوانست احساس کند که نوآ به تنهایی از چاله بیرون آمده است. هیچ نوری سعی نکرده بود که به آن نقطه برسد. حاکمان چیزی برای احیا در آنجا نداشتند.
یک ایده مبهم در ذهن نوآ پس از نبرد با بانو فیلیس شکل گرفته بود. پراکندگی سریع معایب او با افکار خشونتآمیزش ترکیب شده بود و یک نقشه بیرحمانه به وجود آورده بود که او میتوانست از آن استفاده کند مادامی که نبرد مخالفت نکند.
-برنده شدن برای متحدانم بیفایده است، نوآ فکر کرد در حالی که چشمانش در میان نبردهای مختلف میچرخید.
ارشدها در آسمان همگی به سازمان او ملحق میشدند وقتی به طرف دیگر سرزمینهای جاودانه میرسیدند. نوآ نمیخواست نیروی خود را با تذهیبگران بیفایده پر کند، اما مأموریت به او اجازه نمیداد که تعداد زیادی از نیروهایش را از دست بدهد.
-فکر کنم کمی کمک هم چیز بدی نباشه، نوآ در ذهنش آهی کشید. بسیاری از آنها در یکی از نقشههای دیوانهوار بعدی میمیرند.
نوآ پرواز کرد و نبردهای مختلف را نادیده گرفت تا به تهذیبگران مرحله جامد برسد. ارتش تنها سه نفر از آنها را باقی گذاشته بود، اما تنها رابرت موفق شده بود یکی از آنها را سرکوب کند.
فولری و شیطان آسمانی در حال مراقبت از یک تذهیبگر دیگر در مرحله جامد بودند، و همین وضعیت برای ویلفرد و پادشاه الباس نیز بود. این تقسیمبندی تصادفی نبود زیرا ارشدها تصمیم گرفته بودند مقاومترین خود را به سوی تذهیبگری بفرستند که نمیتوانستند او را بکشند.
تذهیبگران وقتی دیدند نوآ درست از میدان نبرد پرواز میکند، دور شدن. یک راه در میان ارتش باز شد و او را مستقیماً در کنار رابرت آورد.
ارشد تازه یک گلوله آتشین بالدار عظیم را جاخالی داده بود. حمله در میانه هوا منحنی شد و سعی کرد ب...