تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1714
چپتر 1714: شمشیر
قدیس شمشیر بدون هیچ ترسی به بررسی محیط ادامه داد. او گیج به نظر میرسید، اما هیچ حس شدید دیگری روی چهرهاش نمایان نشد.
نوآ فریاد زد:
«نور و صاعقهها دشمنن! داریم سعی میکنیم یه راهی برای فرار از اینجا پیدا کنیم. کمکمون کن راه رو باز کنیم!»
نوآ فرصت نداشت شرایط را کامل توضیح دهد. او خودش را به یک توضیح کوچک محدود کرد، با این امید که قدیس شمشیر بلافاصله از او پیروی کند.
ارشد ابرویش را پایین آورد و سرش را بالا کشید. صورتش کماکان محیط را بررسی میکرد، اما در نهایت سر تکان داد.
قدیس شمشیر دو انگشتش را بلند کرد و دستش را به سمت شیطان آسمانی تکان داد. موجی بُرنده از انگشتانش شلیک شد و تمام وجودهای درخشان را در مسیرش بُرید. حمله ارشد بخش عظیمی را در سمت راست شیطان آسمانی پاکسازی کرد و در نتیجه نوری که در مسیرش بود از هم پاشید.
در این نقطه همه میتوانستند به وضوح سطح تهذیب قدیس شمشیر را احساس کنند. محیط به آنها اجازه نمیداد ارشد را بررسی کنند، اما حمله اخیر او هر تردیدی را در مورد این موضوع برطرف کرد.
نوآ بعد از بررسی میزان قدرتی که در حمله وجود داشت متوجه شد:
-اون توی این سالها به مرحله جامد رسیده. به نظر میاد حتی از نیمه راه هم عبور کرده.
نوآ ناخواسته به خاطر پیشرفت قدیس شمشیر خوشحال شد. او تنها دوستی نبود که به برای تیز کردن هنر شمشیر به او کمک کرده باشد. او همچنین دارایی ارزشمندی بود که حالا مجبور شده بود به ارتش کمک کند.
قدیس شمشیر خم شد و سپس به موجی از انری تبدیل شد که در یک آن موقعیت نوآ رسید. در آنجا ارشد به شکل قبل خود بازگشت و نتوانست جلوی خودش را برای سوال پیچ کردن نوآ بگیرد.
قدیس شمشیر درحالی که انگشتانش را برای نابود کردن دستهای از وجودهای درخشان که در اطرافش ظاهر شده بودند تکان میداد پرسید:
«اینجا کجاست؟»
نوآ از این فرصت استفاده کرد تا موجی از ماده تاریک آتشین را به آن نقطه بفرستد. انفجار انرژی بالایی او مواد مغذی زیادی برایش به ارمغان آورد، چرا که هیچ وجود درخشانی در آن ناحیه نبود.
نوآ درحالی که بدنش درمان میشد توضیح داد:
«آسمان و زمین ما رو یه جایی گیر انداختن. سطح اینجا کجاست؟ لطفا بهم بگو شیطان آسمانی داره ما رو به سمت درست هدایت میکنه.»
نوآ به وضوح باور داشت قدیس شمشیر میدانست آنجا کجاست. هرچه نباشد، ارشد توانسته بود به محض...
کتابهای تصادفی


