تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1726
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1726: کیرک
نوآ بعد از گذشته هزاران سال در سرزمینهای جاودانه تقریبا میراث خود را فراموش کرده بود، کسی دیر یا زود باید آن را پیدا میکرد اما او هرگز خود را آماده رسیدن وارثش نکرده بود.
«اون الان کجاست؟» نوآ بدون توجه به این که جلسه هنوز تمام نشده بود پرسید. «دوست دارم ببینمش.»
«اون باید اینجا باشه.» شیطان پرنده در حالی که آگاهی خود را گسترش میداد ظاهر شد. «پیداش کردم، اون نزدیک لبه منطقهست. حدس میزنم جشن رو دوست نداره.»
شیطان پرنده مکان آن را توسط آگاهی خودش به ذهن نوآ فرستاد و نوآ فورا به هوا شلیک شد تا تهذیبگر را با چشمان خود پیدا کند.
چند چهره نوآ را دنبال کردند. پادشاه الباس، جون و شیطان آسمانی نزدیک او ظاهر شدند و منتظر او ماندند تا حرکت کند.
«این باید شخصی باشه.» نوآ در حالی که به سمت لبه منطقه میرفت گفت.
«من اولین دیدارت با وارثت رو از دست نمیدم.» جون جواب داد.
«اون باید استاد استادش رو ببینه.» شیطان آسمانی اضافه کرد.
«من کنجکاوم.» پادشاه الباس تا قبل از رسیدن گروه به مقصد به این جمله اکتفا کرد.
یک تهذیبگر قد بلند که صورتی جوان داشت، با موهای کوتاه بلوند و چشمان لاجوردی نزدیک گروه دورگهها تهذیب میکرد. بقیه از جشن و غرش به سمت آسمان لذت میبردند، اما مرد علاقهای نشان نمیداد.
مرد جامهای کهنه و بدون آستین پوشیده بود و ظاهرش حتی در حین تمرین سرد باقی ماند. او فقط یک متخصص رتبه 7 در مرحله مایع بود، اما به نظر میرسید که به پیشرفت نزدیک است.
ناگهان چهار چهره اطراف تهذیبگر ظاهر شدند، این اتفاق تهذیب او را به هم زد و به حواس او هشدار داد، اما قدرت ظالمانهای که توسط گروه نوآ آزاد میشد به او اجازه حرکت نداد.
حمله امواج شوکی ایجاد کرد که سعی کرد در منطقه پخش شود اما فشاری که از چهار متخصص ایجاد شد آن را سرکوب کرد.
مشت در نهایت روی سینه نوآ فرود آمد اما باعث هیچ آسیبی نشد.
- تقریبا به اندازه یه دورگه قویه.
نوآ قبل از اینکه مرد را از دستش بکشد و مارک سیاه را بررسی کند فکر کرد.
فیلی که توسط مارک کشیده شده بود زنده به نظر میرسید، اما تکنیک با طلسم حکاکی بدن متفاوت بود...
کتابهای تصادفی
