تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1725
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۷۲۵ - ۱۷۲۵. آتش
هیچکس در قلعه باقی نماند. گروه عظیمی از تهذیبگرها، دورگهها و جانوران جادویی به سمت مرکز قلمرو جدید لژیون حرکت کردند.
صحنههای مشابه در تمام پایگاههای دیگر داخل قلمرو اتفاق افتاد. حتی موجودات رتبه هفتم کارهای خود را رها کردند تا در این مجمع عظیم شرکت کنند.
پس از گسترش لژیون اولین باری بود که چنین اتفاقی میافتاد. برخی نیروهای ضعیفتر هرگز رهبران خود را ندیده بودند. سازمان حتی ارشدهایی را که وارد مناطق فرود جدید تحت کنترل شده بودند، استخدام کرده بود.
اندازه فعلی سازمان باورنکردنی بود. در حالی که ارتش نوآ به پیشروی خود ادامه میداد گروههای متعددی در دوردست ظاهر شدند. تیمهای مختلف تصمیم گرفتند در طول بقیه سفر با هم ترکیب شوند و نوآ این شانس را داشت که با برخی از قدیمیترین دوستانش ملاقات کند.
«منم یکی دو تا چیز دارم که به آسمان و زمین بگم.» شیطان پرنده با شنیدن داستان نوآ خرخر کرد.
«حیفه که فرصت بازرسی آسمان از دستم در رفت.» شیطان رویابین ادامه داد.
«نمیدونم میتونم نور آسمان و زمین رو پاک کنم و شکافهای حاصل از جذب اجباریش رو برطرف کنم یا نه؟» دنیل نظر داد.
«اگه اولش نمیری شاید بتونی.» فیث خندید. «باید بگم، واقعا استعدادشو داری. اصلا چجوری تهش نزدیک آسمان شدی؟»
«یه تله بود.» نوآ توضیح داد. «چندتا از جزئیات پیچیده رو نگفتم، اما وقتی جلسه شروع شد همه چیزو میفهمین. راستش منم میخوام بدونم اینجا چه اتفاقایی افتاده، چون چند تا تهذیبگر دارم که باید شکار شن.»
شیاطین، دنیل و فیث در مرحله گازی بودند، اما قدرتشان از جون کمتر بود. دومی به گذر از سطح نزدیک بود، در حالی که بقیه هنوز برای رسیدن به وضعیت او به چند قرن آموزش نیاز داشتند.
«شهر کریستال هیچ حرکتی نکرده.» شیطان پرنده توضیح داد. «سازمان مخفی اساسا ناپدید شده.»
«نیروهای انسانی اینجا نمیخواستن بیشتر از توانشون انجام بدن.» شیطان رویابین ادامه داد. «اولویتشون جنگ در سمت دیگه سرزمینهای فانی بود. خیلی از سازمانها نمیدونستن که آسمان و زمین کمک نیاز داشتن یا نه، پس بهترین داراییهای خودشونو مخفی نگه داشتن. به همین خاطر بود که قلمرو قدیمیشونو از دست دادن.»
- اصلا وقتی که میدان جنگ دست سه موجود درجه ۹، نیروهای تقویتی چی کاری میتونن انجام بدن؟
نوآ قبل از تمرکز روی یک آتشگاه بلند ...
کتابهای تصادفی
