فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1736

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1736. عزم و اراده

نوآ شمشیر شیطانی‌اش را بر شانه‌هایش انداخت و با خنده گفت: «استیون واقعا می‌خوای حمله کنی؟»

نوآ در حمله قبلی خود بدون اینکه مراکز قدرتش یا توانایی خاصی را تقویت کند از ‌جاه‌طلبی‌اش صرفاً برای تقویت جنبه نابودی حملاتش استفاده کرده بود و به شدت تأثیر گذار بود.

نوآ با در نظر گرفتن شرایط موجود، با خود گفت: «در مقابل یه تهذیب کننده سطح جامد معمولی می‌تونم مبارزه کنم. حتی اگه از ‌جاه‌طلبیم استفاده نکنم و فقط شمشیر شیطانی رو داشته باشم، با این وضعیت حتی اگه چند نفر هم به جنگم بیان، می‌تونم از پسشون بربیام.»

استیون گفت: «ما همیشه تو جنگ بودیم. اعتراف می‌کنم که تو جنگ آسمان و زمین به قدرتت نیاز داریم، اما نمی‌تونم الان فرماندهی رو به تو بدم. حتی اگه قوی‌ترین باشی.»

نوآ پاسخ داد: «کی اهمیت می‌ده. اینکه منو به عنوان رهبرت می‌پذیری با توئه، نه من. من فقط موقعیت‌های مهم برای آسمان و زمین رو می‌خوام.»

استیون: «باید برات مهم باشه؛ از این جا به بعد زیردستم حساب می‌شی. سازمان من نیرو‌های انسانی رو کنترل می‌کنن و تو جونورای جادویی رو. ما می‌تونیم کل جهان رو قبل اینکه حملاتمون به آسمان آغاز بشه، فتح کنیم.»

نوآ همراهانش را نشان داد و گفت: «من به کنترل و این جور چیزا اهمیت نمی‌دم. من اونا رو زیردستام صدا می‌زنم و تا حالا آزادیشون رو محدود نکردم. ما هممون اهداف متفاوتی داریم ولی همشون از سر راه کنار گذاشتن آسمان عبور می‌کنه.»

استیون: «به نظر می‌رسه که تا حالا سیستم و طبیعت یه سازمان رو درک نکردی.»

نوآ دستانش را باز کرد و قهقهه زنان گفت: «همین الان، تو توی یه گوشه از این سرزمین جاودانه هستی و سازمان من تونسته به جایی که خونه قدیمیت بوده و اونجا زندگی می‌کردی برسه. حالا به نظرت کی درست درک کرده، من یا تو؟»

با شنیدن حرف‌های نوآ، حالت چهره استیون سخت و لبخندی سرد بر صورتش نشست.

دیگر تمایلی به حرف زدن نداشت و به حالتی جدی دستانش را برای اجرای حرکت بعدی خود بالا برد و هاله‌اش را گسترش داد.

بلافاصله بعد از آغاز حرکت استیون، هاله سیاه و خورنده ساطع شده از ریشه‌ها، بدن نوآ را در بر گرفت.

همراهانش هم بدون فوت وقت از بعد جدا کننده خود خارج و برای کمک به نوآ در کنارش ظاهر شدند.

استیون دستانش را پایین آورد و دیوار عظیمی از انرژی به سمت نوآ فرود آمد. به نظر می‌رسید که این حمله بیش از یک ماده متراکم ساده باشد، اما نوآ هنوز از ماهیت واقعی آن بی‌اطلاع بود.

نوآ شمشیر شیطانی را در حالی که ریشه...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی