فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1739

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1739. اتصال

استیون و بقیه افراد پس از اتمام صحبت‌ها و توافقاتشان، از مخفیگاه خارج شدند و به داخل دره بازگشتند تا بلافاصله بعد از آن، سفر طولانی خود را آغاز کند.

استیون وقتی که گروه را در شرف ترک دید، فریاد زد: «من هنوز فکر می‌کنم این کار بی‌معنیه.»

نوآ گفت: «پس با ما بیا. خودت می‌بینی که چطور با آسمان و زمین بازی می‌کنم.»

استیون در حالی که رنگی از کنجکاوی در چهره‌اش نمایان شد، پرسید: «مگه نمی‌خواستی ارتباط رو قطع کنی؟»

رابرت اعلام کرد: «نبردهایی از این دست باید تو چند لایه اتفاق بیفته. هدر دادن نیروی سازمان‌ها برای اهداف ما بیهوده‌ست. ما باید مطمئن شیم که اونا قیمت پیوستن به آسمان و زمین رو درک کرده باشن.»

استیون پاسخ داد: «ما برای جنگ آماده نیستیم.»

نوآ خندید: «جنگ خیلی وقته شروع شده. حالا نوبت توئه که انتخاب کنی چه نقشی می‌خوای بازی کنی.»

واضح بود که استیون دودِل و ترغیب شده؛ روش‌های نوآ او را کنجکاو کرده بود، اما باید از سازمانش محافظت می‌کرد.

پادشاه الباس دستی زیر چانه‌اش گذاشت و چشمانش را به سمت دره حرکت داد، سپس گفت: «اگه دوست داری می‌تونم چند لایه دفاعی اضافه کنم. اونا به پیچیدگی تونلا نیستن، اما حفاظت کلی منطقه رو بهبود می‌دن.»

استیون بعد از چند لحظه سکوت گفت: «باشه. یه مدت اینجا وایسین تا دستوراتم رو بدم.»

استیون دوباره به دره رفت و پادشاه الباس به لبه‌های آن شکاف نزدیک شد تا ساختار‌ها را به طور کامل مطالعه کند. او نمی‌توانست با ترکیب ساختار خود با خط دفاعی مخفیگاه، خطر خراب شدن و سقوط آن را بپذیرد، بنابراین باید چیزی مناسب برای لایه‌های دفاعی قبلی ایجاد می‌کرد.

چند روز طول کشید تا پادشاه الباس همه چیز را رو به راه کند. در این حین استیون بازگشته بود و با دیدن کار متخصص شگفت زده شد.

پادشاه الباس می‌توانست ساختار‌های خود را بر روی دفاع‌‌های موجود اعمال کند، آن هم بدون کاهش قدرت یا ایجاد دیگر اثرات.

او می‌توانست خطوط طلایی خود را با آرایش‌های مختلف پیوند دهد و اثربخشی کلی آن‌ها را افزایش دهد.

سرانجام استیون پس از پایان کار از او پرسید: «تو دقیقا کی هستی؟»

سوال او فقط برای پادشاه الباس نبود. استیون می‌خواست بفهمد که چنین گروهی از متخصصان چگونه می‌توانند به وجود بیایند. به نظر می‌رسید که هر یک از اعضای آن یک هیولا در یک یا چند میدان بودند. آن‌ها می‌توانستند رهبران سازمان‌های بزرگ شوند، اما...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی