تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1740
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1740. استخر
با ادامه حملات گروه نوآ، سطح بالایی مخفیگاه فرو ریخت. حتی کوههای دوردست هم از موج حملات میلرزیدند زیرا حمله بیامان، کل منطقه را به آشفته کرده بود.
نوآ در آسمان ماند. دنیای تاریک و نفوذ او قبلاً در منطقه گسترش یافته بود.
همزمان با پوشاندن کل منطقه با تاریکی و جاهطلبی از تکنیک خود استفاده، و دریایِ متراکمی بر بالای سرش ایجاد ساخت.
جرقههای نور در منطقه پخش شد زیرا پادشاه الباس، رابرت و ویلفرد به حملات گستردهای که قادر به تخریب سطح تقویت شده است ادامه دادند و در نهایت توانستند لایههای دفاعی موجود را نادیده و مستقیماً آسیب وارد کنند.
هیچ یک از آنها نمیدانست چه چیزی در زیر سطح وجود دارد، اما خیلی زود متوجه پنهان شدن موجود قدرتمند در آنجا شدند.
بخشی از آنها امیدوار بودند که این حمله منجر به مرگ چند متخصص شود، اما درصد این اتفاق کمتر از آن بود که خود را فریب دهند.
دیری نگذشت که هالههای قدرتمند روی زمین احساس شد. نوآ میتوانست با هوشیاری خود سه تهذیب کننده مرحله جامد و چندین متخصص را در مرحله مایع احساس کند. نبردی سخت در انتظار او بود، اما به نظر میرسید گروهش برتری عددی را در اختیار داشت.
تمام سطح منطقه در نهایت فرو ریخت. آب سفید دریاچهها از شکافهایی که در کل منطقه باز شده بود نفوذ کرد. آن سرزمینها بسیار زیبا بودند، اما ورود گروه نوآ، آن مناظر شگفت انگیز را تخریب و زشت کرده بود.
این سه نفر بدون توقف، حملات را ادامه دادند، اما در نهایت یک هاله نقرهای حملات و تواناییهای مختلف آن سه نفر را تحت تأثیر قرار داد و به سمت منطقه نبرد دوید.
منطقه نبرد جایی در کنار رشته کوهها قرار داشت، با این حال به محض رسیدن به آنجا ساختارهای طلایی از کوهها برخاست و هاله نقرهای را مسدود کرد. متخصصان داخل آن نور میتوانستند بفهمند که مورد حمله قرار گرفتهاند، اما انتظار نداشتند حریفانشان اینقدر آماده باشند.
پادشاه الباس با ایجاد چند لایه دفاعی در جوار رشته کوه پیرامونی، پیروان آسمان و زمین را منزوی ساخت.
حالا دنبالهروهای آسمان و زمین دیگر راه فراری نداشتند و مجبور به مبارزه بودند.
پنهان کاری دیگر ارزشی نداشت بنابراین هاله نقرهایشان با تمام توان فوران کرد.
با فوران هاله تهذیب کنندگان، گروه نوآ میتوانست سطح آنان را درک کند، با این حال حالت چهرههای گروه نوآ چیز دیگری میگفت و به نظر میرسید چیزی متفاوت است.
سه نفر از آنها از استخری بزرگ که از سنگ مرمر صیقلی ساخته شده بود، محافظت میکردند.
با این حال چیزی از محت...
کتابهای تصادفی


