تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1754
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1754: تأثیر
تبدیل یک ارشد در مراتب الهی، یک مسئله دردسرساز بود. این فرآیند شامل قوانینی میشد که فراتر از پایداری ساده و مفاهیم مشابه بودند. نیاز به یک تغییر کامل در موجودیت فرد داشت، که معمولاً به یک وجود شکسته یا ساده نیازمند بود.
فرگی، رابرت و فولری همگی وضعیتهای ویژهای داشتند که به نوآ اجازه داده بود یک تغییر کامل انجام دهد. کوسههای جهشیافته نیز به دلیل ارتباطشان با قوانین آشوب، مشابه بودند.
اما زندانی خانواده سینل هیچ گونه آسیب دائمی در وجودش نداشت و ایمانش نیز او را به یک موش آزمایشگاهی دردسرساز تبدیل کرده بود. او قطعاً با تغییر مخالفت میکرد، که این مسئلهای بود که نوآ فقط از طریق قدرت مطلق میتوانست آن را حل کند.
مرد وقتی فهمید که نوآ فقط او را تهدید نمیکند، فریاد زد: «آسمان و زمین نمی¬ذارن که من به یکی از شما هیولاها تبدیل بشم!»
نوآ خندید و گفت: «اونا برای انرژی خودشون گدا بازی درمیارن بعد برای تو انرژی مصرف کنن.»
سپس وضعیتش را صاف کرد و به سمت راهی که به طبقات بالا میرفت، چرخید.
«اول چندتا چیز رو آماده میکنم. بعد از اطمینان از اینکه آسمان و زمین نمیتونن ما رو اینجا پیدا کنند، به زندانی میرسم.»
زن در مرحله جامد پرسید: «اصلاً میتونی این کار رو کنی؟»
نوآ درحالی¬که از کنار او رد میشد، پاسخ داد: «نگران نباش، من به اندازه کافی با آسمان و زمین سر و کله زدم که بدونم چطوری کورشون کنم.»
زن نتوانست در مقابل اعتماد به نفس خالصی که از نوآ تراوش میکرد، چیزی بگوید. همه¬چیز ممکن به نظر میرسید وقتی او اعلامش میکرد.
زن با لبخندی متفکرانه گفت: «تو اونقدر هم که شایعات میگن بد نیستی. راستی، من السی سینل هستم. به دلیل عجیب بودن وضعیتمون، فراموش کردم که به درستی ازت استقبال کنم.»
نوآ حتی زحمت چرخیدن را به خود نداد، اما جون به السی خیره شد. این تهذیبگر نه¬تنها قوی بود، بلکه بسیار خیرهکننده هم بود.
نادر بود که تهذیبگرانی که به مرحله جامد میرسیدند ظاهر جوان خود را حفظ کنند. حتی ویژگیهای جون نیز به دلیل زمانی که به عنوان زندانی شهر کریستال گذرانده بود، کمی پیر شده بود. اجتناب از اثرات زمان غیرممکن بود، اما رشد مداوم میتوانست در این زمینه کمک کند.
السی ظاهری جوان داشت. به سختی به سی سالگی رسیده ب...
کتابهای تصادفی


