فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1753

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1753: سفید

قوانین آنجا بسیار آشفته بودند. برخی از آنها به سیستم آسمان و زمین تعلق داشتند، درحالی¬که دیگران بخشی از موجودیت‌های جداگانه‌ای بودند.

سعی در درک ماهیت آن دشمن پنهان از طریق یک بازرسی ساده از عمارت غیرممکن بود. نوآ می‌توانست به شهر کریستال اشاره کند، اما ایده‌های او همچنان حدس‌های مبهمی باقی می‌ماند چون حتی نمی‌دانست آن نیرو کجاست.

نوآ پس از مرتب کردن آیتم‌ها و مواد در انبار به گروه اعلام کرد: «برنامه عوض شد. بیایید از نبردای احتمالی صرف‌نظر کنیم. ما رو به شاخه‌هایی هدایت کن که پیروان آسمان و زمین و تهذیبگرای عادی سهم برابر دارن.»

گروه بلافاصله حرکت کرد و استیون احساس کرد که مجبور است یاران خود را به سرزمین‌هایی که قبلاً از آن‌ها عبور کرده بودند هدایت کند. سپس سفر به مناطق ناشناخته ادامه یافت و وقتی که تیم به دریاچه بزرگی نزدیک شد، یک‌سِری از ساختمان‌ها به‌زودی ظاهر شدند.

نوآ، شیطان الهی، و قدیس شمشیر بلافاصله توانایی‌های خود را به کار گرفتند تا ویرانی در منطقه ایجاد کنند. با این¬حال قبل از اینکه آنها بتوانند حملات خود را آغاز کنند، یک‌سری از افرادی از آن ساختمان‌ها خارج شدند.

دو تهذیبگر در مرحله مایع و یکی در مرحله جامد در آسمان ظاهر شدند و به گروه نوآ تعظیم کردند. او تأیید کرد که قوانین آنها اثری از آسمان و زمین ندارند، اما وضعیت آنها بسیار بد به‌نظر می‌رسید.

این سه‌نفر نشانه‌های واضحی از یک نبرد اخیر داشتند. برخی از آنها حتی جراحات و لکه‌های خون روی لباس‌های خود داشتند.

زن در مرحله جامد اعلام کرد: «ما می‌دونیم چرا اینجایین، مخالف با شیاطین. یه کسی ما رو از اومدنتون مطلع کرده.»

نوآ درحالی¬که شمشیر شیطانی را می‌کشید پرسید: «چطوری از این موضوع باخبرین؟»

زن قبل از دادن چند دستور از طریق دفترچه حکاکی‌شده خود اعلام کرد:

«فکر می‌کنم بهتره خودت ببینی.»

تعدادی از حکاکی‌ها به¬شدت درخشیدند و سپس تاریک شدند. ساختمان‌های مختلف در عرض چند ثانیه بیشتر دفاع‌های خود را از دست دادند و به نوآ اجازه دادند بدون ترس از جان خود به سمت آنها فرود آید.

بیشتر اعضای گروهش او را به سمت ساختمان‌ها دنبال کردند. نوآ نمی‌دانست به دنبال چه چیزی است، اما همه‌چیز زمانی که وارد یکی از این ساختمان‌ها شد، برایش روشن شد.

نوآ وقتی ده‌ها جسد را روی کف زمین دید، نتوا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی