تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1764
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1764: کشتهها
نوآ توانست سیاهچاله را درحال تشریح و مطالعه هسته آبی حس کند. درک در مورد قانون ایزاک به سمت ذهن او جاری شد زیرا اندام او مدام آن وجود خارجی را کشف میکرد.
زود برایش واضح شد که نمیتواند از حالت حقیقی قانون ایزاک استفاده کند. آن توانایی ممکن بود در نهایت به نوآ آسیب بزند از آنجایی که او موجودی مخالف آسمان و زمین بود.
نوآ مجبور شد قانون را با رسیدن به ایده اصلی آن تغییر دهد و تواناییهایی را پیرامون آن ایجاد کند. این روند باید عمیقتر از تغییرات قبلی او پیش میرفت. وجود شاندال تنها به چند بخش نیاز داشت تا تکنیک مناسبی شود، اما مهارت ایزاک خیلی بیشتر نیاز داشت.
نوا و ایزاک بعد از تمام شدن تکنیک دزد ارشد از دامنه سایه خارج شدند.
نور تولید شده توسط نبردهای مختلف در دید آنها میدرخشید، اما هر دوی آنها بیش از آن مشغول مسائل دیگر بودند که نمیتوانستند از آن منظره لذت ببرند.
نوآ وقتی درک در ذهنش جاری میشد چشمان خود را بسته نگه داشت. دریای آگاهی او برای بررسی و دگرگونی قانون ایزاک به سیاهچاله ملحق شد و تکنیک قضاوت شیطانی نیز برای کمک به این فرایند فعال شد.
تکنیک نهایی اهداف مخربی پیدا میکرد، اما نوآ با آن مشکلی نداشت. او مدتی میل به یک حمله قدرتمند دیگر داشت، و در نهایت شانس این را پیدا کرد تا آن را توسعه دهد.
در عوض، ایزاک در آستانه فروپاشی بود. مراکز قدرت او هنوز زیر تهدید نوآ بود، اما در هر حال انرژی زیادی نداشتند.
ذهن او بعد تاثیر تکنیک دزد ارشد خالی بود. افکار و احساساتش وقتی نوآ هسته وجود او را گرفت سوختند. و مراکز قدرتش در آن وضعیت ناامید کننده نتوانستند به او کمک کنند. دانتیان او اساسا ناتوان بود. ایزاک هسته وجودش را از دست داد، پس نفس او دیگر هدفی نداشت، انرژی از آنجایی که شکل مناسبی نداشت، ناپایدار شد، اما دیوارههای اندامها توانستند آن را از خود دور نگه دارند.
فقط بدنش جوری پایدار ماند اما با تشدید ناپایداریها لرزش در بدنش جاری شد. ایزاک در شرف فروپاشی بود و به نظر میرسید چیزی قادر به متوقف کردن آن نیست.
هر چند که، آسمان و زمین ن...
کتابهای تصادفی


