تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1765
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1765: وجد آور
نوآ مجبور شد قانون ایزاک را تغییر دهد، اما نمیخواست دلیلی که آن را جالب میکرد را حذف کند. هم زمان او باید هدف متفاوتی به او میداد، چیزی که با وجودیت او سازگار باشد.
کشتهها ویژگیای بود که نوآ میخواست حفظ کند. آنها با وجودیت او کاملا سازگار بودند، اما او نمیتوانست این الزام را کلی بیان کند. در غیر این صورت توانایی قدرتش را از دست میداد.
نوآ چیزی ویژه به اندازه ایزاک نداشت. او دشمن خاصی برای حمله در هنگام بازسازی توانایی نداشت. با این حال، او میتوانست کاری را انتخاب کند که اغلب انجام داده بود و به جاهطلبی خود ارزش میگذاشت.
نوآ کل زندگی خود را صرف مبارزه با حریفانی کرده بود که سطح تهذیب بالاتری از او داشتند. پتانسیل جاهطلبی او به نافرمانی و سرپیچی منطقی او بستگی داشت، بنابراین او میتوانست کاری مشابه برای توانایی خود انجام دهد.
ساخت این توانایی پس از تصمیمگیری در مورد پایه جدید آن بسیار آسانتر شد. نوآ فقط مجبور بود بهخاطرات خود بپردازد و تمام مواقعی را که حریفان قویتری شکست داده بود مرور کند تا تحول را تکمیل کند. این روند بیشتر از آنچه که او انتظار داشت طول کشید، اما به دلیل ارتباط آشکار با نتیجه نهایی، این اتفاق خوبی بود.
موهای نوآ درحالیکه وجود او به بادهای خشمگین زندگی میداد لرزید.
سطح تهذیب او سقوط کرده بود، اما ظاهرا قویتر از همیشه بود. حتی ایزاک با قانونش احساس کرد شانس زیادی در مقابل او ندارد.
«این خنده داره.» نوآ در حین این که موج قدرتی وجودش را پر کرده بود تجربه میکرد و دستانش را میان موهایش میگذراند غرش کرد.
«یکی از فداکارترین پیروان آسمان و زمین بهترین توانایی رو برای وجودم به من داد.»
«جرات نکن به حاکما توهین کنی!» ایزاک فریاد زد. «من تو رو با قدرت جدیدی که اونا بهم دادن شکست میدم.»
«خفه شو.» نوآ قبل از تکان دادن دست خود به سوی متخصص خندید.
یک برش سیاه از انگشتان او بیرون آمد. حمله خمیده فاصله جدا شده بین دو متخصص را در یک لحظه پوشاند. اما قطعهها و تخته سنگهایی که سطح را ایجاد میکردند در طی آن مدت کوتاه ناپدید شدند.
انرژی موجود درون دشت متلاشی شده در یک لحظه داخل برش جاری شد و قبل از اینکه بتواند با متخصص برخورد کند،...
کتابهای تصادفی


